اين حديث بر عموم خود باقى نيست ؛ يعنى چنين نيست كه همهء خدمتكاران ايشان را شامل شود ، بلكه اين را در خصوص كسانى فرمودهاند كه در احكام دينى ، تغيير و تبديل نموده ، نسبت به ائمّه عليهم السّلام خيانتى كرده باشند ، حال آنكه محمد بن عبد اللّه بن جعفر حميرى از پدرش ، او از محمد بن صالح همدانى روايت كرده ، او گفته : خدمت صاحب الزمان عليه السّلام نوشتم اهل خانهء من ، مرا به حديثى كه از پدران گرامى تو روايت شده ، اذيّت و سرزنش مىكنند كه ايشان فرمودهاند : خدّامنا و قوّامنا ، شرار خلق اللّه .
در جواب نوشت : شما را خير باد ! آيا كلام خداى تعالى را نخواندهايد كه مىفرمايد :
وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً
« 1 » ؛ بين خلايق و قريههايى كه بركت خود را به آنها نازل كردهايم ، قريههاى ظاهر قرار داديم ، سپس فرمود : به خدا سوگند ! آن قريهها كه خدا بركت خود را به آنها نازل كرده ، ما هستيم و قريههاى ظاهر شما هستيد .
[ توقيع شريف ] 40 صبيحة
در احتجاج « 2 » در توقيعى كه در جواب مكتوب اسحاق بن يعقوب از حضرت بقيّة اللّه عليه السّلام صادر شده ، فرموده : امّا آنچه سؤال نمودهاى ؛ ارشدك اللّه و ثبّتك اللّه از امر منكرين امامت ما كه از اهل بيت ما و پسر عموهاى ما هستند ، بدان به درستى كه بين خداوند عزّ و جلّ و احدى قرابت و خويشى نيست و كسى كه مرا انكار كند ، از من نيست و سبيل او ، سبيل پسر نوح و سبيل عمويم جعفر و اولاد او در انكار امامت ؛ مثل سبيل برادران يوسف است .
هامش
( 1 ) . سوره سباء ، آيه 18 .
( 2 ) . الاحتجاج ، ج 2 ، ص 282 .