شصت به آن جناب خواهد رسيد ، به او خبر داد و حضرت صاحب عليه السّلام را حاضر و به او وصيّت كرد و اسم اعظم و مواريث و سلاح را به آن جناب تسليم نمود و مادر ابى محمد عليه السّلام با حضرت صاحب عليه السّلام به سوى مكّه بيرون رفت .
ابو على احمد بن محمد بن مطهّر متولّى آنچه وكيل به آن احتياج داشت ، بود و چون به بعضى منازل رسيدند ، اعراب به قافله برخوردند و از شدّت خوف و كمى آب به آنها خبر دادند ، سپس اكثر مردم ، جز كسانى كه در ناحيه بودند ، برگشتند ، پس ايشان گذشتند و سالم ماندند . روايت شده ، امر به رفتن بر ايشان رسيد ، و لكن علماى رجال تصريح كردند صاحب ناحيه بر امام حسن عسكرى عليه السّلام ، بلكه بر امام على النقى عليهما السّلام نيز اطلاق مىشود .
اين ناچيز گويد : فاضل امامى خاتونآبادى در جنّات الخلود فرموده : يكى از القاب شريف آن بزرگوار ، ناحيه است كه در ايّام تقيّه ، گاهى آن حضرت را به اين لقب مىخواندند .
[ روايت بحار از مفضل بن عمر ] 38 صبيحة
در بحار « 1 » از كمال الدين ، « 2 » به اسناد خود از مفضّل بن عمر روايت نموده كه « قال الصّادق عليه السّلام : كانّى انظر إلى القائم على منبر الكوفه و حوله اصحابه ثلث مائة و ثلثة عشر رجلا عدّة اهل بدروهم اصحاب الألوية و هم حكّام اللّه في ارضه على خلقه حتّى يستخرج من قبائه كتابا مختوما بخاتم من ذهب عهد معهود من رسول اللّه ، فيحفلون عنه اجفال الغنم ، فلا يبقى منهم الّا الوزير و احد عشر نقيبا ، كما بقوا مع موسى بن عمران ، فيجولون في الأرض فلا يجدون عنه مذهبا ، فيرجعون إليه و اللّه انّى اعرف الكلام الّذى يقوله لهم فيكفرون به » .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 326 .
( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، صص 673 - 672 .