رسيده ، منطبق شود . خلاصه ، مراد از آن كلام ، علم باطن است ، در اشعار مروى از على بن الحسين عليه السّلام آمده كه فرمودند :
و ربّ جوهر علم لو ابوح به * لقيل لى أنت ممّن يعبد الوثنا
و لا استحلّ رجال مسلمون دمي * يرون اقبح ما يأتونه حسنا
لقد تقدّم في هذا ابو حسن * إلى الحسين و وصىّ قبله الحسنا « 1 »
چه بسيار جوهر علمى كه اگر بروز دهم ، گويند تو بتپرستى ، خونم را حلال دانسته ، نيكو شمرند ، حال آنكه حضرت امير اين امر را به حسن و حسين وصيّت كرده و سپرده و همين امر در سينهء سلمان بود ؛ چنانكه حضرت باقر عليه السّلام به شخصى فرمودند :
آن حديث را روايت مىكنى كه مردم روايت مىكنند ، كه حضرت امير عليه السّلام دربارهء سلمان فرمود : علم اوّل و علم آخر را يافته است .
راوى عرض كرد : بلى !
فرمودند : مىدانى از اين سخن چه قصد كرده ؟
عرض كرد : يعنى علم بنى اسراييل و علم نبى .
فرمود : چنين نيست ، بلكه علم نبى و علم على و امر نبى و امر على عليهما السّلام و براى اين فرمود : اگر ابو ذر آنچه در قلب سلمان است ، بداند هرآينه او را بكشد يا تكفير كند .
ظاهرا مراد از وزير ، حضرت عيسى و از جمله يازده نقيب ، سلمان و امثال او باشد .
[ روايت خدّامنا شرار خلق اللّه ] 39 صبيحة
علّامه مجلسى رحمه اللّه در بحار « 2 » از كتاب الغيبة « 3 » نقل نموده : در بعضى اخبار چنين ذكر شده كه ائمّه عليهم السّلام فرمودند : خدّامنا و قوّامنا ، شرار خلق اللّه ؛ خدمتكاران و كسانى كه به خدمتكارى ما قيام و اقدام نمايند ، بدترين مخلوقات خدايند .
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد ، ج 12 ، ص 487 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 434 .
( 3 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 345 .