حضرت صادق عليه السّلام فرمود : گويا قائم را بر منبر كوفه مىبينم اصحاب سىصد و سيزدهگانه به عدد اصحاب بدر و گرد او باشند . آنها صاحبان لوا و حكّام خدا در زمين بر خلقاند ، قائم كاغذى ممهور به مهرى از طلا از قباى خود بيرون آورد كه عهدى معهود از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است ، آنگاه مثل گوسفند از گرد او فرار كنند و جز وزير و يازده نقيب باقى نماند ؛ چنانكه با موسى بن عمران ماندند ، سپس زمين را بگردند ، مفرّى نبينند و برگردند . و اللّه ! من آن كلمه را كه براى ايشان مىفرمايد و به آن كافر مىشوند ، مىدانم .
اين ناچيز گويد : بعض از شرّاح احاديث در توضيح و شرح اين خبر چنين گفته :
آنچه به خاطرم مىرسد ، اين است كه مراد از فرار كردن نقبا ، دهشت و وحشت ايشان از عمل به مقتضاى آن حرف و جولان كردن ايشان در زمين ، تفرقهء قلب و حواس ايشان باشد ، امّا كفر ايشان ، كفر انكار نيست ، چراكه با رؤيت آن علامات قبل و بعد از ظهور ، نيز با رؤيت همهء آن علامات و آيات بيّنات از وقت ظهور تا آمدن به كوفه و جلالت شأن خود ايشان كه بطى الارض به مكّه روند و بر ابر سوار شوند ، چگونه كفر انكار از ايشان سرزند و ايشان حكّام خدا بر خلق باشند ؟ !
بلكه مقصود از كفر ، كفر تردّد خاطر باشد ، چون در حال تردّد فى الجمله ، ترك به عمل آيد و ترك را كفر گويند ؛ چنانكه خدا فرمايد :
أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ
« 1 » ؛ به بعض كتاب عمل مىكنيد و به بعضى نمىكنيد ؛ چنانكه فرمود : مردم جز سه نفر بعد از پيغمبر مرتدّ شدند ، عمّار و جمع كثيرى از بزرگان را جزء مرتدّين شمردند ، درحالىكه ارتداد ايشان ، تردّدشان بود ؛ سپس در همهء زمين به قلب جولان كنند و تفكّر در امر خود نمايند يا مراد از ارض ، ارض علم و قرآن باشد ؛ همانطور كه در بعضى تفاسير آيات آمده ، لذا در شؤون ادلّه و علوم ، جولان زنند ، مفرّى نبينند و تسليم شوند . غير از اين معنى مشكل است با قواعد كلّيهاى كه از ائمّه عليهم السّلام
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 85 .