تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
دارد كه اين هم محال است . هركه نزد اهلش اظهار بىاحتياجى كند ، عزيز بداريد و چرخ رشته‌كشى از حيث بازيچه چه خوب مشغله‌اى براى زنان است و چارهء كسى كه او را چاره نيست ، صبر است . « 1 » از ايشان نصر بن دهمان بن سليمان بن اشجع بن زيد بن عطفان است ؛ چنان‌چه صدوق در كمال الدين « 2 » و علّامه مجلسى رحمه اللّه در بحار « 3 » فرموده‌اند : او صد و نود سال عمر نمود ، تا اين‌كه دندان‌هايش افتاد ، خرافت عقل بر وى مستولى شد و موى سرش سفيد گرديد ، آن‌گاه امرى بر قوم او مشكل گرديد و به رأى و تدبيرش احتياج به هم رسانيدند . بنابراين از خداى تعالى مسألت نمودند تا عقل و جوانى او عود نمود و موى سرش سياه گرديد . سلمه بن خريش يا عبّاس بن مرداس سلمى در خصوص وى گفته :
لنصر بن دهمان الهنيدة عاشها * و تسعين حولا ثم قوما فانصاتا و عاد سواد الرّاس بعد بياضه * و عاوده شرح الشباب الّذى فاتاه و راجع عقلا بعد مافات عقله * و لكنّه من بعد هذا كلّه ماتا
خلاصهء مضمون اين است : نصر بن دهمان صد و نود سال عمر نمود و قامتش بعد از آن‌كه خم شده بود ، راست گرديد . سياهى سرش بعد از سفيدى و جوانىاش بعد از پيرى عود نمود و عقلش بعد از آن‌كه زايل شده بود ، برگشت ، لكن با وجود همهء اين‌ها باز اجل او را دريافت ، هو الحىّ الّذى لا يموت .

[ دويست الى سيصد سال ] 9 صبيحة

بدان طبقهء دوّم معمّرين كسانىاند كه زوال عمرشان در اين دار فنا از دويست الى
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 252 - 248 ؛ كمال الدين و تمام النعمة ، ص 575 - 570 . ( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 555 . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 51 ص 237 .