تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
به تدبير اهل خانه قائم است ، سير شود ، او سير نشده ، اگر گرسنه شود ، صاحب‌خانه گرسنه نشده ، اگر سالم باشد ، او سالم نباشد ، اگر مريض باشد ، او مريض نباشد ، اگر بد كند ، او بد نكرده و اگر خوب كند ، او خوب نكرده و ساير چيزها بر اين قياس است و لكن اگر بر بدن صاحب‌خانه زنند ، حقيقتا او را زده‌اند ، اگر راحتى بر بدن او وارد شود ، بر نفس او وارد شده و اگر زحمتى به بدن او رسد ، حقيقتا بر نفس او رسيده و هكذا . بالجمله ؛ علاوه بر فساد اين مبنى ، در بطلان مذهب ايشان گفته مىشود در اين مقام يكى از سه وجه زير وجود دارد : اوّل ؛ بدن ، مادّهء نفس و نفس در بدن بالقوّه و الامكان باشد ، منافات اين وجه با مذهب تناسخ ، بسى واضح است ، چراكه لازمهء اين وجه حدوث نفس به حدوث بدن است و مبناى تناسخ كه تردّد نفوس در ابدان مىباشد بر تحصّل نفس پيش از تعلّق به بدن است . دوّم ؛ نفس ، مادّهء بدن باشد ؛ شناعت اين احتمال هم ظاهر است ، زيرا بنابراين احتمال ، صورت كه جهت فعليّت است ، نسبت به مادّه كه جهت قابليّت است اولى به وجود مىشود و شكّى نيست كه نفس ، اتمّ وجودا از بدن مىباشد و چگونه چنين نباشد ، حال آن‌كه او محيط است و بدن محاط ، او فرمانده است و بدن فرمان‌بردار ، او مجتمع است و بدن منتشر او ، داراى جنبهء وحدت است و بدن داراى جنبهء كثرت . سوّم ؛ از دو نسبتى كه ذكر شد ، هيچ‌كدام ميان نفس و بدن نيست ، لازم اين احتمال ، آن است كه وجود هريك مستقلّ و بالفعل باشد ، در اين صورت تعلّق نفس به بدن به تعلّق اتّحادى طبيعى ، معقول نخواهد بود ، حال آن‌كه گفته شد تعلّق نفس به بدن ، تعلّق اتحادى طبيعى است ؛ چنان‌كه وجدان بر آن حاكم است .

عبارات تواسخيّه في مقالات التناسخيّه

بدان از اوّل بناى اين ناچيز بر نقل مقالات طايفهء خبيث تناسخيّه نبود ، چراكه