تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
پس لازم است كسى را كه بر ايشان ظلم مىكند ، ملامت نكنند ، چون اين جزاى آن است كه در دور اوّل كرده و اگر كسى ايشان را بكشد ، دليل است بر اين‌كه آن‌ها در دور اوّل ، خون ناحق كرده باشند ، لذا قصاص لازم نيست ، هم‌چنين اگر با زن و فرزند ايشان فساد كنند ، چيزى بر فسادكننده لازم نيايد . بطلان اين طايفه بسيار است . بعضى گويند : هركس در دور اوّل زن بوده ، در دور دوّم مرد شود و بالعكس تا مناكحتى كه در دور اوّل به ايشان شده ، در دور دوّم به قدر آن استيفا شود ، اگر وطى او به حلال بوده ، اين دور هم ، حلال و اگر به حرام بوده ، اين دور نيز ، به حرام باشد . در مدّت ادوار اين قوم ، خلاف است ؛ بعضى گويند : ده هزار سال و برخى گويند : هزار سال ، جمعى گويند : ارواح در جسدها گردد تا پاك شود ، آن‌گاه به آسمان روند و با ملايكه باشند و به آن‌ها طيّاريّه مىگويند ، نيز قومى از ايشان گويند : خداى تعالى هفت آدم ، يكى بعد از ديگرى بيافريد ؛ آدم اوّل ، پنجاه هزار سال احياء و امواتا با نسل خود در زمين مقام كرد ، سپس قيامت برخاست ، اهل خير به آسمان رفتند و اهل شرّ به طبقهء دوّم زمين فرو رفتند و معنى بهشت و دوزخ اين است . شش آدم ديگر هم بر اين منوال بودند ، اهل خير كه به آسمان روند ، ملايكه شوند و خدا را عبادت كنند و اهل شرّ از زمينى به زمين ديگر فرو روند تا به زمين هفتم رسند و در آن‌جا مور ، جغد ، خنافس و امثال آن شوند . اهل تناسخ ، خرافات بسيارى دارند ، انتهى . در ملل و نحل « 1 » شهرستانى آمده : تناسخيّه به انتقال ارواح از بدن شخصى به بدن شخص ديگر قايل‌اند و مىگويند : آن‌چه انسان از راحتى و تعب مىيابد ، بر چيزى مرتّب است كه آن را پيش‌تر در بدن ديگر به جاى آورده و آن‌چه در بدن دوّم مىبيند ، مكافات و جزاى آن است كه در بدن اوّل به جاى آورده ، انسان هميشه ميان دو امر است ؛ يا در مقام فعل و عمل با انتظار جزاى آن است ، يا در مقام مكافات و مجازات عملى كه قبلا آن را انجام داده . نقل همين مقدار از ترّهات ايشان كافى است .
هامش
( 1 ) . املل و النحل ، ص 234 - 233 .