تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 730

مساهمون:

ص٧٣٠
عمر ، اشرف و اعلى و مداد و قرطاس ، اغلى از اين است كه به نقل ترّهات آنان مصروف گردد و لكن ثانى الحال ، به ملاحظهء ارشاد و تنبيه برادران ايمانى بر توالى فاسد اين مذهب كاسد ، خيال در نقل شطرى از مزخرفاتشان قوّت گرفت و چون از ميان ناقلين آن‌ها ، مرحوم سيّد مرتضى رازى ، ملقّب به علم الهدى در كتاب تبصرة العوام خود ، مزايا و خصوصيّاتى را از مذهب آن‌ها نقل نموده و الزاماتى بر ايشان فرموده كه كلمات ديگر ناقلين ، فاقد آن‌هاست ، فلذا در اين مقام و مضمار به نقل عبارات آن بزرگوار اكتفا و اقتصار مىكنيم . در باب دوازدهم آن كتاب كه در مقالات ارباب تناسخ است ، مىفرمايد : بدان جملهء فلاسفه ، مجوس ، نصارا و صابيان بر تناسخ گويند و در فرق اسلام ، بيش‌تر در اعتقاد تناسخى بوده است . امّا فلاسفه گويند : نسخ چهار نوع است ؛ نسخ ، مسخ ، فسخ و رسخ ؛ نسخ در اجسام آدميان ، مسخ در بهايم ، سباع ، طيور و انواع حيوانات ، فسخ در انواع دواب ، حشرات زمين و آب ؛ مثل كژدم و غير آن و رسخ در انواع اشجار و نبات بود . گويند : اين اصناف چهارگانه را به قدر و مراتبشان مسخ كنند و هميشه از جسدى به جسدى ديگر مىگردند . گويند : عالم دوّار است ، جز اين عالم ، سراى ديگرى نيست و حشر و نشر ، قيامت و صراط ، ميزان و حساب ، بهشت و دوزخ ، همه محال است . گويند : قيامت عبارت از بيرون آمدن روح از بدن و رفتن به بدن ديگر است ؛ اگر خير كرده باشد ، به بدن خير و اگر شرّ كرده باشد ، به بدن شرير مىرود . در اجساد براى آنان راحتى و لذّت ، عذاب و مشقّت باشد ؛ هرروح كه به جسد ايشان شد ، در راحتى و لذّت و هرروح كه در اجساد بد شد ، مثل كلاب و خنازير معذّب بود . آخر مسخ‌شان در كرمكى كوچك بود ، به قدرى كه به سوراخ سوزنى رود و گويند : معنى آيهء
وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ
« 1 » اين است ، چون
هامش
( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 40 .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 730 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي