روزگار مرجوّ الظهور است ؛ اللّهم عجّل فرجه و ظهوره و ارزقنا الاستضأئة من نوره .
اعجوبة فيها اضحوكة
بدان بعضى از پيروان اين مرد شيرازى ، انتصارا له براى صحّت دعواى او به اين تمسّك نمودهاند كه صدق امامت بر امام ثانى عشر ، به اعتبار اينكه نفس قدسيّهء آن جناب ؛ محلّ تجلّى نور دوازدهم از انوار عاليهء محتجبه به نفوس مقدّسه است و موضوع له اسم آن جناب ، مثل اسامى ساير ائمّه بالاصاله ، همان انوار متجليّه بر نفوس قدسيّه است و صدق اسامى با آنكه موضوع له آنها ، همان انوار بر اين نفوس است ، به اعتبار مظهريّت آنها براى آن انوار ، بالعرض است و اين با اخبارى كه در انحصار عدد ائمّه به دوازده وارد شده ، نافى نيست ؛ چراكه انحصار حقيقت ، راجع به آن انوار است ، نه راجع به نفوس و اشخاصى كه آن انوار در آنها جلوه نمودهاند .
بنابراين مرد شيرازى ، مجلاى نور دوازدهم است ، خواه او را ( م ح م د ) ، خواه على محمد بخوان ، چون در موضوع له كه همان نور دوازدهم است ، تصرّفى نشده و اختلاف اسامى ، لازمهء اختلاف در موضوع له نيست .
جواب اين انتصار :
اوّلا ؛ اسامى شريف ائمّهء طاهرين عليهم السّلام بر وتيره و طريقهء ساير اسامى مردم ، براى نفوس شريف و اشخاص منيف ايشان موضوع است كه به آن اعتبار ، عنوان بشريّه ، صادق و متعلّق به بدن است ، اعمّ از آنكه در آن براى بدن حظّى قايل باشيم يا نه .
دليل بر اين ، با آنكه محتاج به استدلال نيست ، اين است كه بىشك ، اين اسامى از قبيل اسمايى نيست كه مدلول و موضوع له آنها مخفى باشد ، بلكه غرض از وضع آنها اين است كه به آن مسميّات ، آنها را بشناسند ، مثل ساير اسامى كه مردم براى اولادهاى خود مىگذارند و به نصب علامت براى ايشان ، به اعتبار مزيد حاجت به تعريف و تبيينشان اهتمام مىورزند .