اثنا عشريّه مخالف است ، متجاوز از هزار سال است كه فحول علما و دانشمندان ، بزرگان اهل ديانت و زيركان ، فضلا عن النساء و الصبيان ، به واسطهء پيروى از دليل و برهان ، بر خلاف آن قايلاند كه امام عصر عليه السّلام ، فرزند امام حسن عسكرى عليه السّلام است و با همين بدن عنصرى حين التولد در قيد حيات ، در اين عالم ، غايب از انظار و ساير در بلدان و امصار است و خلايق آن حضرت را به وصف ظهور و خروج نشناسند ، مگر وقتى كه ارادهء بارى تعالى بر آن تعلّق بگيرد .
بنابراين قايل اين قول با كمال شين و شنيعت ، شقّكنندهء عصاى فرقهء اثنا عشريّهاى از شيعه و با مذهب حقّهء ايشان مخالف است .
وجه دوّم : اين قول و اعتقاد از كلام آن شيخ خارج از رشاد فهميده نمىشود . اى كاش مرد شيرازى معروف با پيروان موصوف به خذلان و مخازىاش در اطراف كلام مقتداى خود ، نظر تامّى مىكردند تا چنين اعتقادى به او نمىبستند و چنين فتح بابى نمىنمودند !
بهتر است كلام مقتداى ايشان در اين مقام ، تذكار گردد تا تغلّب اين مرد و پيروانش در دسيسه قرار دادن آن كلام براى رياست خود آشكار گردد و بدانند هرچند آن شيخ به گفتهء آنان تصريح نموده هرگاه امام عليه السّلام كه به آن عالم رفته ، بخواهد به اين عالم داخل شود ، لباس اين عالم را مىپوشد و صورتى از صور يكى از اهل اقاليم را بر خود مىاندازد ؛ و لكن در اين لباس و صورت ، به ظهور آن جناب قايل نشده است .
او معتقد است هرچند به جسد عنصرى ديده شود ، نمىتوان او را به قائميّت شناخت ، بلكه ظهور او به وصف قائميّت ، منوط به ترقّى خلق و موكول به ترفّع و رساندن خودشان به آن عالم است ، نه آنكه شناختن آن حضرت به وصف قائميّت ، موكول به تنزّل حضرت در اين عالم و منوط به پوشيدن صورتى از صور اهل اقاليم سبعه باشد ؛ چنانكه اين مرد و پيروانش مىگويند .
كلام آن شيخ ، نشاندهندهء اين است كه حضرت در عالم حاضر ، بر اهل آن ، ظاهر و به احوالشان ناظر است و كلام او ناظر بر اين نيست كه آن حضرت متولّد و ظاهر شود ،
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 718
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٧١٨