نيز از كلام ايشان لازم مىآيد احتمال داده شود كسى در اطراف زمين باشد كه قايل شود تگرگ خوردن روزه را باطل نمىكند و خوردن تا طلوع آفتاب جايز است ، زيرا قول اوّل ، مذهب ابى طلحهء انصارى و دوّمى مذهب حذيفه و اعمش است ، كلام در مسايل كثير فقهى هم ، چنين است كه پيشتر از اين بين صحابه و تابعين ايشان خلافى بود ، بعد از آن خلاف ، برداشته شده ، اجماعى گشتند ؛ در آنها هم مىگوييم : احتمال دارد كسى در اطراف زمين به خلاف اين قول قايل شود ؛ همانطور كه در عصر صحابه خلافى بوده .
فبناء على هذا ، در هيچ مسألهاى كه پيشتر خلافى بوده و الحال اجماعى شده ، اعتماد و وثوقى باقى نمىماند . اين شبهه دليل كسانى است كه مىگويند : شناختن اجماع و رسيدن به آن ممكن نيست . بعد از همه اينها مىگوييم : طايفهء انصار ، طلب خلافت و مهاجرين ايشان را منع كردند ، سپس بنا به مذهب اهل سنّت ، انصار به قول مهاجرين رجوع نمودند و با آنها يكى شدند .
بنابراين اگر كسى بگويد : عقد بيعت امامت براى انصار جايز است ، زيرا مسأله امامت از قبل بين انصار و مهاجرين اختلافى بوده ؛ هرچند الحال اجماعى شده و احتمال دارد كسى در اطراف زمين پيدا شود كه به امامت انصار قايل شود ؛ آنوقت جواب اهل سنّت از اين اشكال چه مىباشد ؟ ! هرجوابى كه ايشان به اين اشكال بدهند ، ما همان را در خصوص انقراض طوايف غير اثنا عشريّه مىگوييم .
اگر به ما ايراد نمايند : حجّت بودن اجماع نزد شما طايفهء اماميّه اثنا عشريّه از اين راه است كه معصوم داخل اجماع است ، از كجا مىدانيد قول او داخل اقوال امّت است ؟
مىگوييم : وقتى معصوم از جمله علماى امّت شد ، لا محاله قولش داخل اقوال ايشان مىشود ، زيرا اگر قول امّت خطا باشد ، بر او واجب است آنها را از خطا بازدارد و وقتى بازنمىدارد ، معلوم مىشود آن جناب هم به قول امّت قايل است ؛ هرچند او را بعينه و شخصه نشناسيم . بنابراين وقتى در خصوص مسألهاى اقوال امّت را ديديم و بعضى از علما را در آن مخالف يافتيم ، اگر شخص آن بعض و مكان ولادت و نشو و نماى
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 714
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٧١٤