كه حامل بعث برزخى محمدى و متلقّى افاضات الهاميّهء روحانيّهء او باشد . از اينجا معلوم مىشود آن فرد از عجم خواهد بود ، چون محمد رسول عرب و عجم است و بعث صورى دنيوى آن حضرت اوّلا براى عرب بود كه
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا
« 1 » و بر عجم منسحب شد ، براى حفظ تعديل بعث روحانى برزخى آن حضرت سزاوار است ؛ ثانيا براى عجم باشد و منسحب شود .
همچنين از احاديث فهميده مىشود بعث آخر الزمان در عجم باشد و هرمعنى كه هنگام وجود آن نزديك شود ، طوالع آن نمود كند و تباشير و لوايح آن ظاهر گردد ؛ مانند صبح كه پيش از طلوع آفتاب بدمد ، تا زمانى كه آن معنى تماما در ميان آيد ، اوّل و آخر آن به هم درآميزد و جماعتى از امّت آخرهء محمديّه كه بر اقامهء اخوانيّت الهى پيمان بسته و خواستهاند امّت را به آخر آن رسانند ، اوّل و آخر دايره را به هم بپيوندند ، در مائهء تاسعه به تحديد موعود و اندراج در طايفهء طاهرين على الحق ايستادگى نمايند و مصداق
وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ
« 2 » گردند ؛ بايد به وفاى آن پيمان ، خود را به مقتضاى همّتشان رسانند و خردمندى و جوانمردى خود را به خداى مؤمنان بنمايند . . . ، الى آخر ما ذكره .
مخفى نيست كه اين مذهب نيز ، خلاف مقتضاى اخبار متواتره است كه در آنها تصريح شده قائم آل محمد ، فرزند صلبى امام حسن عسكرى عليه السّلام ، از ذرّيهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و سمّى آن حضرت خواهد بود ؛ پس چگونه مىشود او عجم باشد ؟
همچنين حديث لو كان الأيمان في الثريا « 3 » دلالتى بر اين مدّعى ندارد و از اينجا بطلان دعوى مقام مهدويّت از طرف محمود نامى از صوفيّه معلوم شد كه در سنهء ثمان مائة بوده و در كتاب خود مىگويد :
آنچنانكه اوّل محمد عربى آمدهام ، آخر محمود عجمى بيايم تا به واسطهء دو زبان كه براى اهل جنّت است ، اهل جنّت گردم و مرا همچنانكه اوّل امّى آمدم ، آخر عامى
هامش
( 1 ) . سورهء جمعه ، آيه 2 .
( 2 ) . سورهء اعراف ، آيه 181 .
( 3 ) . مجمع البيان فى تفسير القرآن ، ج 10 ، ص 7 ؛ تفسير الصافى ، ج 5 ، ص 173 .