بعضى بر اين مدّعى استدلال كردهاند كه در حديث آمده : چون عمر حضرت قائم عليه السّلام به هزار سال رسد ، ظاهر خواهد شد ، مخفى نيست كه براى اين حديث ، سندى ديده نشده و مع ذلك با اخبارى كه وقت معيّن براى ظهور قائم عليه السّلام را تكذيب كردهاند ، منافى است .
فرقهء سابعه
نيز جماعتى از صوفيّهاند كه مىگويند : قائم موعود عليه السّلام بايد از عجم برخيزد ، نه از عرب ؛ پس نبايد فرزند صلبى امام حسن عسكرى عليه السّلام و از نرجس خاتون متولّد شده باشد .
قطب الدين بن محيى الدين بن محمود الخرقانى الكوشكنارى كه صاحب مكاتيب است ، به همين عقيده بوده ، بلكه از بعضى كلماتش چنان فهميده مىشود كه خود را قائم موعود مىداند و در بعضى از مكاتيبش مىگويد :
نزد اهل بصيرت اين معنى محقّق است كه از خصايص محمد كه به وسيلهء آن از ديگر انبيا ممتاز مىشود ، آن است كه هرنبى يك قيام بيشتر ندارد و آن ، قيام دنيوى است ؛ چون روح طاهر ايشان به برزخ منتقل شد ، مقام ايشان در جلال خدا ، تا روز قيامت مقام استغراق است الّا محمد كه براى او دو قيام است .
يكى قيام دنيوى كه ميان آن حضرت و ساير انبيا مشترك است و يكى قيام برزخى كه خاصّ آن حضرت مىباشد و دليل بر ثبوت آن ، ردّ سلام است . عن عروة بن الزبير انّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال : ما من مسلم يسلّم علىّ الّا ردّ اللّه إلى روحى حتّى اردّ عليه السّلام ؛ « 1 » جز آنكه سلام دو تاست ؛ سلام احد و سلام احاد و اين ، سلامى است كه احاد امّت كنند و به سبب آن فراخور حال ايشان ردّ شود و سلام احد ، حقيقت سلام است كه غير يك نفر از امّتها بر آن حضرت نكند و آن ولىّ آخر الزمان عليه السّلام است .
هامش
( 1 ) . المعجم الاوسط ، ج 9 ، ص 130 ؛ كشف الخفاء ، ج 2 ، ص 194 ؛ الاغانة ، ص 45 ؛ الدر المنثور ، ج 1 ، ص 237 .