چون او سلامى كه حقيقت سلام است بر حقيقت محمديّه و معدن سلام كند ؛ روح طاهر آن حضرت به او مردود گردد ردّى كلّى و السلام ، هو التحيّه و به جواب سلامش ايستادگى فرمايد ، جوابى كه تمام حقايق اسلام كه مشتقّ از سلام است همراه آن بر دلش فرود آيد و مبشّر اسلام ، مستمدّ از سلام محمد ، نزد ولىّ آخر الزمان قيام نمايد ، از خداى آيد :
أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ
« 1 » و ولىّ آخر الزمان از محمد آيد :
و يتلوه شاهد منه .
وقتى محمد ميان موسويّه و مهدويّه واقع است ؛ چون ثانى محمد ذكر كرد ، سابق او ذكر كرد و گفت :
وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً
« 2 » و اگر قائم آخر الزمان از روايات متداول و اسانيد متناول احكام فرا مىگرفت ، سبيل او سبيل ديگر مجتهد آن امّت بود ؛ گاه صواب و گاه خطا ، او استحقاق آن را نداشت كه امّت بر او جمع شوند و يقفوا اثرى لا يخطى در حقّ ايشان راست نيامد ، و لكن او به طريق الهام از روحانيّت محمد تلقّى نمايد ؛ چنانكه صحابه از صورت ظاهر آن حضرت تلقّى مىكردند و همانطور كه بعث صورى دنيوى آن حضرت براى صحابه بود كه اوّل امّتاند ، بعث برزخى آن حضرت كه سيّد لا حقين است ، براى افاضه بر صورت قائم موعود است كه ولىّ آخر بالكسر نيست و أخرين بالفتح اشاره به ايشان است .
چون آيهء
وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ
« 3 » نازل شد ، صحابه پرسيدند :
يا رسول اللّه ايشان كيستند ؟ !
حضرت جواب نفرمود ، تا سه بار پرسيدند .
بعد دست بر سلمان نهاد و فرمود :
« لو كان الايمان عند الثريا لناله رجال أو رجل من هولاء » ؛ « 4 » اشاره به كسى است
هامش
( 1 ) . سورهء هود ، آيه 17 .
( 2 ) . سورهء هود ، آيه 17 .
( 3 ) . سوره جمعه ، آيه 3 .
( 4 ) . حاشيه رد المختار ، ج 1 ، ص 57 ؛ فضائل الصحابة ، ص 52 ؛ مسند احمد ، ج 2 ، ص 309 ، ص 417 ؛ صحيح بخارى ، ج 6 ، ص 63 ؛ صحيح مسلم ، ج 7 ، صص 192 - 191 و . . .