تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
موسى عليه السّلام - از همين قسم اشتباه است ، زيرا ايشان ، نصّى صريح بر امامت عبد اللّه اقامه ننموده‌اند ، بلكه حديث الأمامة لا تكون الّا في الأكبر را اخذ كرده و به امامت عبد اللّه قايل شده‌اند كه حين موت حضرت صادق اكبر اولاد ذكور ايشان بوده است . اگرچه اين طايفه متنبّه قيد حين الموت در ولد اكبر شده‌اند ، و لكن از قيد ما لم يكن به عاهة غفلت ورزيده‌اند ؛ يعنى امامت در اولاد اكبر امام است ؛ در صورتى كه او عيب بدنى و عاهت جسدى نداشته باشد ، حال آن‌كه عبد اللّه ، افطح بود ، افطح به كسى گويند كه عريض الرأس يا عريض الرجلين باشد ، بديهى است انسان سرپهن يا پاپهن ، صاحب عاهت است چون در معنى حديث لم يزل الامام مبرّا عن العاهات گفته‌اند : أى هو مستوى الخلقة من غير تشويه .

[ عسكريه ] 8 صبيحة

بدان هشتمين طايفه از شيعهء غيراثنا عشريّه كه در مهدويّت حضرت ناموس دهر و امام عصر الحجّة بن الحسن العسكرى عليهما السّلام شبهه نموده‌اند ، طايفهء عسكريّه‌اند كه امام حسن عسكرى را امام غايب قائم و مهدى موعود مىدانند ، ايشان دو فرقه‌اند : فرقهء اوّل : كسانى كه معتقدند آن جناب نمرده ، زنده و غايب است و مهدى موعودى كه اسمش در لسان سيّد مختار و ائمّهء اطهار سارى و جارى است ، همان شخص شريف و هيكل منيف است . فرقهء دوّم : اشخاصى كه معتقدند ، آن حضرت فوت كرده و لكن بعد از مردنش ، زنده شود ؛ چنان‌چه در غيبت طوسى است يا زنده شده و در قيد حيات آمده ؛ چنان‌چه در صراط المستقيم است ، او امام زمان ، حجّت وقت و مهدى موعود غايب از انظار است تا آن‌كه خداوند ، ظهورش را اراده فرمايد . اخبار متواترى كه مؤيّد علم ما به موت آن سرورند - مثل علم ما به موت آباى گرامى و اجداد عظامش - و به معارض بودن دعوى ايشان ، با آن‌چه واقفيّه و كيسانيّه از