خواند ، كلام اين بعض تمام شد .
اين ناچيز گويد : اين اشكال سيّال است ؛ چون اين اشكال بر نماز خواندن مأمون بر جنازهء حضرت رضا عليه السّلام و بر نماز خواندن سندى بن شاهك بر جنازهء حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام - چنانكه صدوق رحمه اللّه در عيون الاخبار « 1 » و كمال الدين ، « 2 » نقل نموده - وارد است ؛ با اينكه اين خبر ، خبر عيون و كمال الدين با اشتهارى كه ميان شيعيان اخيار ، كالشمس فى رائعة النهار است ، معارضاند و آن ، اين است كه جز امام ، بر جنازهء امام نماز نمىخواند .
جواب تحقيقى از اين معارضه اين است كه در واقع و نفس الأمر ، امام لا حق ، متكفّل نماز بر جنازهء امام سابق است ؛ اگرچه بهحسب ظاهر ، متغلّبى تغلّب كند و متصدّى نماز او گردد ؛ چنانچه حضرت رضا عليه السّلام همين جواب را در باب غسل امام به هرثمه تلقين نمود كه در مقابل سؤال مأمون بگويد .
در حديث هرثمة بن اعين كه شيخ صدوق در عيون « 3 » ، نقل فرموده ؛ چنين آمده :
حضرت رضا عليه السّلام به او فرمود : مأمون در عمارت بلندى مىنشيند كه بر موضع غسل من مشرف باشد و تماشا كند ، تو به هيچ وجه ، متعرّض مشو ! خواهى ديد بر يك گوشهء خانه خيمهء سفيدى زده مىشود ؛ وقتى چنان ديدى ، نعش مرا با رختهايى كه پوشيدهام و با فرشى كه روى آن هستم ، وسط خيمه بگذار ، خود عقب خيمه بايست و همراهانت اندكى پستتر از تو بايستند ؛ زينهار ! ميان خيمه نگاه مكنيد كه كور خواهيد شد . آن وقت مأمون به تو گويد : آيا شما شيعيان گمان نمىكنيد امام را جز امام غسل نمىدهد ، الآن چه كسى على بن موسى عليه السّلام را غسل مىدهد ، حال آنكه پسرش در مدينه مىباشد و ما در طوس مىباشيم ؟ !
چون اين سخن را بگويد ، در جوابش بگو : ما عقيده داريم امام را جز امام غسل ندهد ولى اگر متغلّبى تعدّى كند و ظاهر امام را غسل دهد ، به علّت تعدّى او ؛ امامت آن
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 92 .
( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 38 .
( 3 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 233 - 231 .