در موضع ديگر آن كتاب مىفرمايد : محمد ، پسر امام على النقى عليه السّلام ، در حال حيات آن حضرت وفات نمود ؛ طورى كه فوتش بر اكثر مردم ظاهر گرديد ؛ اخبار در اين باب ، در مرتبهء ظهور و اشتهار است و هركس وفاتش را انكار كند ، مانند كسانى است كه وفات پدران او ، مثل على و حسين را انكار كردهاند . « 1 »
بالجمله ، فوت جناب سيّد محمد مزبور در زمان حيات پدر بزرگوارش ، حضرت هادى ، نزد هرحاضر و بادى اظهر من الشمس و ابين من الأمس است .
كلام عن صاحب رياض الشهادة في تجليل هذا السيّد ابن السادة
العالم الجليل و المولى النبيل ، مرحوم مغفرت لزوم ، حاج محمد حسن قزوينى كه از اجلّهء تلامذهء مرحوم آقاى بهبهانى و معروف به مجتهد اصولى نزد هرعالى و هردانى است ، در رياض الشهادة فرموده : سيّد محمد كه كنيهاش ابو جعفر است ، بسيار جليل القدر و فاضل بود ، حضرت هادى او را بسيار دوست مىداشت و به حسب سنّ ، اكبر از امام حسن عسكرى عليه السّلام بود ، به اين جهت شيعيان معتقد بودند او بعد از پدر بزرگوار خود امام است ، تا آنكه در حيات پدرش به جوار رحمت الهى رفت ، برادرش امام حسن ، بسيار جزع و بىتابى نمود ، گريبان خود را به جهت او چاك داد و همراه جنازهء او پابرهنه راه رفت .
پدر بزرگوارش او را تسلّى داد و فرمود : يا بنى ! قد بدا اللّه في شأنك ؛ يعنى با مردن برادرت بداى الهى و تقدير حتمى او در تو ظاهر شد ؛ چنانچه در مردن اسماعيل ، پسر صادق عليه السّلام نسبت به موسى بن جعفر عليهما السّلام ظاهر شد . الحال قبر سيّد محمد بين سامره و بغداد ، نزديك شطّ دجله ، محلّ عبور سفينه ، معروف است ، كرامات بسيار از او ظاهر مىشود ، اعراب و بدويّين ، بىنهايت به او اعتقاد دارند و از قسم خوردن دروغ به او احتراز مىكنند .
هامش
( 1 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 82 .