اخبار در غيبت ، بعد از تسليم شدنش به اصول و قواعد نبود و اگر ضيق امر بر متمسّك و عجزش از اعتراض بر او نبود ؛ هرآينه به اين خرافات ملتجى نمىشد ، چراكه متمسّك به اين اخبار خودش به بطلان تمام آنها اعتقاد دارد . « 1 »
مقام سوّم ؛ شيخنا الطوسى - قدّس سرّه القدوسى - در كتاب غيبت « 2 » ، متعرّض جواب به اخبار مستند واقفيّه گرديده ؛ بعد از نقل اخبارى كه در آنها سبب و علّت حدوث مذهب وقف و اينكه جهت احداث اين مذهب ، چه بوده بيان شده ، از جمله اينكه ثقات اثبات ، روايت نمودهاند :
چون ايّام حبس حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام طول كشيد و وكلاى آن حضرت ، خصوصا على بن ابى حمزهء بطائنى ، زياد بن مروان قندى و عثمان بن عيسى الرواسى ، مال بسيارى در ظرف آن مدّت نزدشان جمع شده بود و در آن اموال طمع كردند و جمعى چون حمزة بن بزيع ، ابو سعيد مكّارى و كرام خثعمى را از همان اموال تطميع نموده ، به ايشان نيز دادند و با خود متّفق ساختند .
چنانچه يونس بن عبد الرحمن كه ثقه و جليل القدر است ، نقل كرده : نزد زياد بن مروان ، هفتاد هزار اشرفى و نزد على بن ابى حمزه ، سى هزار اشرفى و پنج كنيز بود . بعد از وفات آن حضرت ، جناب على بن موسى الرضا عليه السّلام ، حسب الوصيّهء ايشان ، وصىّ ، امام و مقدّم در امور بود ، نزد ايشان فرستاد و اموال را مطالبه نمود ، ايشان به طمع خام ، در جيفهء دنيا افتاده ، وفات آن حضرت را انكار و ادّعا كردند ، غايب شده ؛ قائم آل محمد است و تو وصىّ او نيستى ، اينها باعث مذهب وقف شدند .
بالجمله ؛ شيخ جليل طوسى رحمه اللّه ، بعد از نقل اخبارى كه مضمون آنها قريب به آنچه ذكر شده است ؛ مىفرمايد : هرگاه اصل مذهب واقفيّه و مؤسس آن ، امثال اين اشخاص بوده باشد كه خائن و طامع در دنيا و بىشرافت و لا ابالى در ديانت بودهاند ؛ پس چگونه به رواياتى كه ايشان روايت نمودهاند ، وثوق و اطمينان حاصل مىشود يا
هامش
( 1 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 63 .
( 2 ) . همان ، صص 64 - 63 .