سرور به امر امامت قيام مىكند و آن جز حضرت ابو الحسن موسى الكاظم عليه السّلام نيست .
خبر سوّم : ايضا موسوى مزبور از احمد بن حسن ميثمى ، او از پدرش حسن و او از ابى سعيد مداينى روايت نموده كه گفت : از حضرت ابا جعفر عليه السّلام شنيدم كه فرمود : به درستى كه بارى تعالى بنى اسراييل را به وجود موسى بن عمران از فرعون خلاصى داد ، بهدرستى كه خداوند اين امّت را از فرعون اين امّت به هم نام موسى عليه السّلام خلاص مىفرمايد . « 1 »
جواب : با اينكه اين خبر از اخبار احاد است كه لا يسمن و لا يغنى من جوع ، در مقام استدلال مىگوييم : مراد از اين ، خلاصى امّت به آن وجود شريف است به اينكه خداوند ، امّت را بر امامت آن بزرگوار دلالت نمود و حقّانيّت او را آشكار كرد ، به خلاف آنچه واقفيّه از اعتقاد فاسد كاسد به سوى آن رفتهاند .
خبر چهارم : ايضا موسوى مزبور از حنّان بن سدير ، روايت كرده كه گفت : پدرم با عبد اللّه بن سليمان صيرفى ، ابو المراهف و سالم الاشلّ نشسته بود ، پس عبد اللّه بن سليمان به پدرم گفت : يا ابا الفضل ! فهميدى پسرى براى حضرت صادق عليه السّلام متولّد شده و آن جناب او را موسى نام نهاده ؟
سالم چون اين خبر را شنيد ، گفت : اين راست است ؟
عبد اللّه گفت : بلى ، اين خبرى حق و صدق است .
سالم گفت : به خدا قسم ، هرآينه صدق اين خبر نزد من بهتر از اين است كه با پانصد دينار زر سرخ نزد اهل خود برگردم ، حال آنكه به پنج درهم محتاج مىباشم كه آن را نفقهء خود و عيالم قرار دهم .
عبد اللّه بن سليمان به سالم گفت : چرا اينگونه به حق و صدق بودن اين خبر محبّت دارى ؟
سالم گفت : در حديث به من رسيده ؛ همانا خداى تعالى سيرهء قائم آل محمد را بر موسى بن عمران عرضه داشت ، موسى عرض كرد : خدايا ! اين صاحب سيره را از
هامش
( 1 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 45 .