پس اين احتمال با احتمال شما كه مراد ، حضرت موسى عليه السّلام مىباشد ، معارض است ، فاذا جاء الأحتمال بطل الأستدلال ، بنابراين به اين خبر قائميّت حضرت موسى ثابت نشود .
ثالثا ؛ مراد از قائم در اينگونه اخبار ، امام لاحقى است كه بعد از امام سابق ، به امر امامت قيام مىنمايد ، نه قائم معهود و مهدى موعود ؛ كما لا يخفى .
رابعا ؛ بنابر معنى اوّل محتمل است فرمايش حضرت در ردّ طايفهء اسماعيليّه صادر شده باشد كه محمد بن اسماعيل را بعد از فوت پدرش اسماعيل ، امام و قائم مىدانستند و مراد از قائم ، قيامكنندهء بعد از آن حضرت به امر امامت باشد كه حضرت موسى عليه السّلام است .
بر اين تقدير معنى كلام آن بزرگوار ، اين است كه ميان من و كسى كه بعد از من امام است ، پدرى واسطه نيست و اين بر خلاف معتقد اين طايفه از اسماعيليّه است ، چون ميان امام ايشان كه محمد بن اسماعيل است ، با آن حضرت ، پدرى كه اسماعيل باشد ، واسطه است .
خامسا ؛ اگر مراد ، معنى دوّم آن كلام باشد ، امامت برادران ديگر حضرت موسى عليه السّلام را نفى مىنمايد و ما هم بر اين قايليم ، زيرا بعد از آن حضرت ، جناب امام موسى عليه السّلام قائم به امر امامت است .
خبر دوّم : ايضا علوى موسوى از على بن خلف انماطى ، او از عبد اللّه بن وضّاح و او از يزيد صايغ روايت كرده كه گفت : وقتى ابو الحسن موسى عليه السّلام متولّد شد ، حليهاى از نقره ترتيب داده ، آن را براى آن مولود مسعود هديه قرار دادم ؛ چون آن را خدمت حضرت صادق عليه السّلام بردم ، حضرت به من فرمود : اى يزيد ! به خدا قسم ! اين حليه را براى قائم آل محمد هديه آوردهاى ! « 1 »
جواب : اين خبر ، با آنكه خبر واحد است ، رجال آن نيز معروف نيستند و اگر سندش را مسلّم بداريم ، مىگوييم : مراد از قائم آل محمد ، امامى است كه بعد از آن
هامش
( 1 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 44 .