تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
پس از آن ، فرق اسماعيليّه را ذكر نموده ، تا آن‌كه روايت نموده : هنگام وفات او ، حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام پيراهن خود را چاك و امام صادق عليه السّلام ، او را تسلّى داد و فرمود : يا بنىّ ! قد بدا اللّه في شأنك ؛ يعنى چون امامت در ولد اكبر است ، نظر به نصّ ائمّه ، اسماعيل ، ولد بزرگتر و محبّت حضرت هم ، نسبت به او زيادتر بود ، نيز او افضل و اعلم و اصلح بود و مردم يقين داشتند امام بعد از آن حضرت ، او خواهد بود . لهذا از مردن اسماعيل در حيات پدر ، خلاف آن‌چه نزد مردم ظاهر بود ، ظاهر شد و آن‌كه تقدير الهى ، بر خلاف اين معتقد بوده و اين معنى بدا دربارهء موسى بن جعفر عليه السّلام از جانب خداوند مىباشد و اين از معانى صحيحه است كه اطلاق بدا بر آن ، نسبت به ساحت قدس الهى ممكن و جايز است ، نه محال ؛ و بدا چنان‌كه از اين طايفه نقل شد ، محال است . دليل هفتم همان است كه نقل نموده‌اند بعد از فوت جناب اسماعيل به منصور خليفه خبر دادند كه او را در بصره ديده‌اند كه به دعايش ، بيمارى شفا يافت . جواب : بر فرض صحّت اين نقل ، حال آن‌كه دون صحّته خرط القتاد ، ممكن است آن‌كه در بصره ديده‌اند ، همان شيطانى بوده كه اسماعيل در حال حيات به آن مبتلا شده بود ، چرا كه آن ملعون ، مشكّل به شكل اسماعيل و مصوّر به صورت او مىگرديد ؛ چنان كه در جلد يازدهم بحار « 1 » از كمال الدين « 2 » صدوق نقل نموده و او به اسناد خود از وليد بن صبيح روايت كرده كه گفت : مردى نزد من آمد و گفت : زود بيا تا پسر آن مرد ، يعنى حضرت صادق عليه السّلام را به تو نشان دهم . وليد گويد : با او رفتم ، مرا بر گروهى وارد نمود كه مشغول شرب خمر بودند و جناب اسماعيل ، فرزند امام صادق عليه السّلام ميان ايشان بود ، با كمال غم و اندوه از آن‌جا به مسجد الحرام رفتم ، چون داخل مسجد شدم ، ديدم اسماعيل خود را به پردهء كعبه نزديك حجر الاسود يا نه در حجر اسماعيل چسبانده و گريه مىكند به نحوى كه پردهء
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 47 ، ص 247 . ( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 70 .