جواب : بنابر آنچه در كتاب مذكور فرموده ، هيچ وقت دربارهء امامت « بدا » از بارى تعالى صادر نمىشود ، چراكه از ائمّهء طاهرين وارد شده : مهما بد اللّه في شىء فلا يبدأ في نقل نبىّ عن نبوّته و لا امام عن امامته و لا مؤمن قد اخذ اللّه عهده بالأيمان عن ايمانه . به صريح اين فرمايش هدايت فرسايش ، اگر خداوند به كسى منصب امامت ، نبوّت و يا موهبت ايمان كرامت فرمود ، او را از اين منصب و موهبت معزول نفرمايد .
بنابراين بدايى كه حضرت صادق عليه السّلام دربارهء اسماعيل فرموده ، نه بدا در امامت ، بلكه در قتل او است ، چون از آن حضرت روايت شده كه نوشته بود : قتل بر فرزندم اسماعيل ، دو مرتبه بود و من هرمرتبه از خداوند مسألت نمودم تا آنكه قتل را از او برداشت و او را عفو فرمود ؛ فما بد إله شىء ، كما بد إله في اسماعيل . « 1 »
دليل پنجم : چون مدار اشياى عظيم از آسمان و زمين ، كواكب سيّاره ، ايّام هفته ، بحار و انهار ، اندام آدمى و دوزخ ، هفت است ، پس مدار احكام هم ، بر وجود هفت امام مبتنى است كه بنابر عقيدهء بعضى از ايشان ، هفتمى اسماعيل و بنابر عقيدهء بعضى ديگر ، هفتم محمد بن اسماعيل است كه دور مهدويّت به او ختم مىشود .
جواب : علاوه بر اينكه نشايد به امور اعتبارى مدّعايى را اثبات نمود ، خاصّه زمانى كه آن مدّعى ، رياست عامّه ، زعامت تامّه و ولايت مطلقهء الهيّه باشد كه آن براى شخصى خاصّ و انسانى مخصوص ، منصب امامت است ؛ اين دليل اعتبارى با متواترات از اخبار وارده از طرق پيروان چهار يار و شيعيان حيدر كرّار معارض است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در آنها عدد ائمّهء بعد از خود را به دوازده تحديد و تعيين فرموده است .
همچنين تعيين مهدويّت به اسماعيل يا به پسر او ، محمد با اخبار متواترهء وارده از طرق اثنا عشريّه ، بلكه از طرق عامّه نيز منافى است كه در آنها مهدى موعود ، حضرت
هامش
المستقيم الى مستحقى التقديم ، ج 2 ، صص 273 - 272 و . . .
( 1 ) . الصراط المستقيم الى مستحقى التقديم ، ج 2 ، صص 273 - 272 .