حجّة بن الحسن العسكرى عليهما السّلام است ؛ چنانكه آن اخبار در اصول معتبر ، ثبت و ضبط شدهاند .
دليل ششم : چنانكه سابقا از نقل صاحب بستان السياحه به آن اشاره شده ، اين است كه ايشان مىگويند اسماعيل فوت نكرد ، و لكن حضرت صادق عليه السّلام به جهت تقيّه فوت او را اظهار كرد تا مخالفان او را نيابند و بر قتلش نشتابند .
جواب : اين دعوى ، علاوه بر اينكه با قول طايفهء ديگرى از اين گروه مخالف است كه به وفات اسماعيل و انتقال امامت از او به فرزندش محمد معتقدند ، با نقل تمام ارباب تواريخ و سير و علماى اهل حديث و خبر نيز مخالف مىباشد ، به اينكه آن ممجّد ، وفات و در بقيع غرقد مدفون شد .
شاهد حقّانى عن المجلسى الثانى
در جلد يازدهم بحار « 1 » است كه اسماعيل ، بزرگترين فرزند ذكور حضرت صادق عليه السّلام بود ، حضرت او را بسيار دوست مىداشت و زياد به او شفقت مىنمود ؛ به حدّى كه بسيارى از شيعيان معتقد بودند بعد از پدر ، او جانشين خواهد بود ؛ لكن در حيات آن حضرت ، در عريض وفات يافت . جنازهء او را به دوش كشيدند و نزد پدرش حضرت صادق عليه السّلام به مدينه آوردند . او را در بقيع دفن كردند ، حضرت ، در تشييع جنازهء اسماعيل ، پابرهنه و بدون ردا رفتند و امر فرمودند جنازهء او را مكرّر به زمين گذاردند و برداشتند ، هرمرتبه ، صورت او را باز مىكردند ، مىديدند ، مىبوسيدند و به مردم مىفرمودند ببينيد !
قصد حضرت اين بود كه وفات او را براى كسانى كه مظنّهء امامتش را داشتند ، آشكار سازند كه شبهه و تشكيكى در فوت او براى ايشان نماند ؛ چنانچه اغلبشان از آن اعتقاد فاسد برگشتند و بر آن نماندند ، مگر قليلى از بيگانگان و مردم اطراف كه به غيبت و حيات او معتقد شدند .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 47 ، ص 241 .