سپس خاتم انبيا محمد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله مبعوث گشت و شريعت عيسى درگذشت ، وصىّ او على بن ابى طالب عليه السّلام ، حسن ، حسين ، زين العابدين ، محمد الباقر ، جعفر الصادق و امام هفتم ، اسماعيل بن امام جعفر صادق بود و دور مهدى به او تمام شد .
اين ناچيز گويد : اين بود خلاصهء آنچه در باب مهدويّت اسماعيل و پسر او محمد ، از اين طايفه نقل شده ، هركس بيش از اين ، طالب فهميدن كفريات و الحادات ايشان باشد ، به كتاب مزبور ، ملل و نحل ، دايرة المعارف محمد فريد و جدى مصرى و غيره رجوع نمايد .
در ردّ اين طايفه كفايت مىكند ؛
اولا ؛ اشتهار ايشان در ميان ارباب ملل و نحل به ملاحده ؛ چراكه جزئيّات و كلّيات امور ديانت اسلامى را اصولا و فروعا ، تأويل نموده ، اصل و حقيقت آنها را انكار دارند ؛ چنانكه بنابر نقل صاحب كتاب صراط المستقيم ، ايشان به واسطهء اعتقادات ردّيهاى كه دارند ، از ملّت حقيقيّهء حقّيهء اسلاميّه خارجاند ؛ چنانكه مىگويند : براى ظاهرى ، باطنى است و خداوند ، توسّط كلمهء كن ، عالم امر و خلق را ايجاد فرموده كه اين محتاج دانستن خدا به واسطه و آلت در افعالش است .
همچنين گفتهاند : عالم امر و خلق ، از اوج كمال به حضيض نقصان ، نزول و از حضيض نقصان ، به اوج كمال ، صعود مىكند و هميشه چنيناند ؛ اين ، مقتضاى قديم بودن كلمهء كن است و لازمهء آن ، قدم و ابديّت عالم است ، زيرا اگر كن حادث است ؛ مثلش به آن سبقت گرفته ، پس يا دور لازم آيد يا تسلسل .
ايضا مخاطب به كلمهء كن كه صيغهء امر حاضر است يا موجود است كه خطاب كن به او عبث است يا معدوم كه خطاب كن نسبت به او كه معدوم مىباشد ، قبيح و نارواست .
همچنين مىگويند : علم به خدا بدون امام حاصل نمىشود ، در اين گفته ، دور بيّن و ظاهر است ، چون همانطور كه علم به خدا بدون امام حاصل نمىشود ؛ همچنين علم به امام بدون خدا حاصل نمىشود .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 669
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٦٦٩