اوّل چيزى كه پيش از ظلال همهء مخلوقات خلق فرمود ، ظلّ محمد صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام بود .
پس بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشت ، امانت را حمل نمايند و آن اين است كه على بن ابى طالب عليه السّلام را از امامت منع كنند ؛ همه از اين معنى ابا و امتناع ورزيدند ؛ آنگاه آن را بر انسان عرضه داشت ، پس دوّمى به اوّلى امر نمود ، متحمّل منع على از امامت شود و ضامن شد در اين امر به اوّلى اعانت كند ، به شرط اينكه اوّلى بعد از خودش خلافت را به او تفويض كند ؛ اوّلى اين معنى را قبول نمود و هر دوى آنها به نحو تظاهر بر منع آن حضرت از امامت اقدام كردند و اين مراد از قوله تعالى :
وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا
« 1 » است .
بعد از قتل آن ملعون ، اصحابش مختلف شدند ؛ بعضى به مهدويّت خود آن ملعون قايل شده ، منتظر رجعتش به دنيا بودند و بعضى بر امامت و مهدويّت محمد بن عبد اللّه بن الحسن باقى ماندند ؛ چنانچه خود مغيره هم ، همين اعتقاد را داشت و منتظر رجعت او گرديد .
مغيره در حيات خود به اصحابش مىگفت : منتظر محمد بن عبد اللّه الحسن باشيد ، زيرا او در حالى رجوع مىكند كه جبرييل و ميكاييل در ميان ركن و مقام با او بيعت مىنمايند . قوىترين دليل بر بطلان قول اين طايفه ، انقراض آنهاست ، كما هو الواضح كالشمس .
[ ناووسيه ] 4 صبيحة
بدان چهارمين طايفه از شيعهء غيراثناعشريّه كه در مهدويّت امام زمان و خليفة الرحمن ، العالم بالسرّ و العلن ، الحجّة بن الحسن - عجّل اللّه فرجه الشريف - شبهه نمودهاند ؛ طايفهء ناووسيّهاند كه رييسشان ، مردى ناووس نام و از شيعيان صادق آل خير الانام بوده يا آنكه مردى از اهل قريهء ناووسا بوده و بعد از آن حضرتش ، امرش به
هامش
( 1 ) . سوره احزاب ، آيه 72 .