كمال الدين « 1 » صد و هفتاد سال عمر نموده و اين ابيات را او گفته :
بيت :
بليت و افنانى الزّمان و اصبحت * هنيدة قد ابقيت من بعده عشرا
و اصبحت مثل الفرخ لا أنا ميّت * فابكى و لاخىّ فاصدر لى امرا
و قد عشت دهرا ما تجنّ عشيرتى * لها ميّتا حتى تخطّ له قبرا
به سبب طول عمر ، كهنه و پوسيده گرديدم ، روزگار ، مرا فانى گرداند و عمر من صد سال گرديد ؛ چنان شد كه ده سال بعد از آن هم خواهش نمودم . از كثرت ناتوانى و پيرى ، مانند جوجهء مرغى شدم ؛ نه مردهام كه بر من بگريند و نه زندهام كه براى خود كارسازى نمايم ، در روزگارى زندگى كردم كه قبيلهء من مردهاى را كه در حال حيات براى خود قبر مهيّا نكرده ، دفن نمىكردند ، چنانكه پيش از ايّام جاهليّت ، عادت و دأب چنين بوده . اين كلام اشاره است به اينكه او پيش از ايّام جاهليّت بوده است .
از ايشان ، صاب بن ايساد است كه يكى از ملوك بعد از طوفان در مملكت مصر بوده . در اخبار الدول است كه او مردم را به عدل و انصاف وعده مىداد ، در عهد خود آينهاى ساخت كه تمام اراضى مصر در آن ديده مىشد و بتى ساخت كه هركس امر مشكلى برايش عارض مىشد ، نزد او رفته ، علاجش را از آن صنم مىشنيد ، عمر او يك صد و هفتاد سال بود .
[ يكصد و هشتاد سال ] 7 صبيحة
قسم هفتم از طبقهء اوّل معمّرين كسانىاند كه عمرشان به يك صد و هشتاد سال رسيده .
از ايشان ، نابغهء جعدى است . در بحار « 2 » از كلبى نسّابه روايت نموده : نابغهء جعدى ،
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 557 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، صص 284 - 283 .