تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
گرديدم و اين بيت را انشا نمودم :
بلغنا السّماء مجدنا وجدودنا * و إنّا لنرجوا فوق ذلك مظهرا
از جهت بزرگى و نيكبختى خود ، به آسمان رسيديم و با وجود اين ، باز اميد داريم به مرتبهء بالاتر از اين برسيم . آن‌گاه حضرت فرمود : يا ابا ليلى ! مرتبهء بالاتر از اين چيست ؟ عرض كردم : يا رسول اللّه ! بهشت است . فرمود : بلى ، ان شاء اللّه ! بعد از آن نيز براى حضرت انشا نمودم :
فلا خير في حلم إذا لم يكن له * بوادر عمى صفوه أن يكدّرا و لا خير في جهل إذا لم يكن له * حليم اذا ما اورد الأمر اصدرا
در حلم ، خير نيست زمانى كه حليم پاره‌اى از چيزها را نداشته باشد تا مبادرت و پيشى نمايد ؛ براى اين‌كه صفاى آن را از كدر غضب نگاه بدارند و در جهل و درشتى خيرى نيست وقتى كه صاحب حلمى نزد جاهل نباشد ؛ براى اين‌كه هر وقت آن جاهل كار بدى را اراده نمايد ، آن حليم ، او را از آن كار منع نموده و باز دارد . آن‌گاه حضرت فرمود : خدا دهان تو را نشكند و بعضى روايت كرده‌اند كه گفت : حضرت فرمود : دهانت شكسته نشود . گفته شده نابغه تا صد و بيست سال كه عمر نمود ، هيچ يك از دندان‌هايش نيفتاد . در روايت ديگر مذكور است : مردى گفته او را در هشتاد سالگى ديدم ؛ درحالىكه دندان‌هايش از كثرت صفا و لطافت ، روشنايى داشتند و هر وقت يكى از دندان‌هاى ثناياى وى مىافتاد ، يكى ديگر به جاى آن مىروييد و او از جهت دندان بهترين خلايق بود و اين جز از اثر دعاى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله نبود . « 1 » سيّد مرتضى در غرر و درر ، براى قول نابغه كه در جواب سؤال پيغمبر كه فرمود : مرتبهء بالاتر از اين چيست و او عرض كرد : بهشت است ؛ نظايرى ذكر نموده . علّامهء مجلسى رحمه اللّه هم در جلد سيزدهم بحار آن‌ها را از آن كتاب نقل فرمود و چون خارج از
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 284 .