تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
ديگرى به سوى مغرب برود ، آن‌گاه هر دو به شتاب مراجعت كنند ، به هم پيوسته ، صورت قمر ايجاد گردد و در جاى خود ، در آسمان قرار گيرد . اگر چنين نمودى ، دانم كه تو رسول خدايى . الحاصل ، وقتى اين معجزه به طريق مذكور از آن سرور ظاهر شد ؛ روز ديگر آن سرور به منزل حبيب تشريف آورده ، فرمود : بگو : لا إله الّا اللّه و انّ محمّدا رسول اللّه . عرض كرد : من اين سخن نگويم ، جز آن‌كه پيمانى برايم كنى . آن جناب تبسّم نموده ، گفت : همانا شفاى دختر خود را مىخواهى كه دست و پا و چشم و گوش ندارد . حبيب گفت : چه كسى تو را از اين راز آگاهى داد ، حال آن‌كه من هيچ‌كس را آگاه نكرده‌ام . حضرت فرمود : خداى من ! پس رداى خود را كه از موى گوسفند فداى اسماعيل بود ، بر بالاى آن دختر انداخته ، دعا فرمود ؛ دختر تندرست شده ، اعضاى نيكو بيافت ، به سخن آمد و گفت : اشهد ان لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له و اشهد انّ محمّدا عبده و رسوله . آن‌گاه ابو جهل و تمام كفّار قريش خجل و منفعل و مردمان در عجب شدند و حبيب با گروه انبوه ايمان آورد . او در اين هنگام ، يك صد و شصت سال از مدّت زندگانى خود را تمام نموده بود . از ايشان اماتاة بن قيس بن حرملة بن سنان كندى است كه بنابر نقل بحار ، يك صد و شصت سال عمر نمود .

[ يكصد و هفتاد سال ] 6 صبيحة

قسم ششم از طبقهء اوّل معمّرين كسانىاند كه عمرشان به صد و هفتاد سال رسيد . از ايشان ، عمير بن هاجر بن عبد العزّى بن قيس خزاعى است كه بنابر روايت
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 437 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي