تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
پسران خود را جمع نمود و گفت : عمر من صد و شصت سال شده و تا حال با كسى كه عهد و پيمان‌شكن باشد ، مصافحه ننموده‌ام ، با فاجر و فاسق دوستى نورزيده‌ام ، به دختر عمّ و زن پسرم مايل نشده‌ام ، با زنان زانيه براى عمل قبيح خلوت نكرده‌ام و سرّ خود را به هيچ يك از دوستانم اظهار ننموده‌ام . به درستى كه من در دين حضرت شعيب هستم و غير از من و اسد بن خزيمه و تميم بن حر ، احدى از عرب در آن طريقه نيست ، وصيّت مرا ياد گيريد و در شريعت و طريقت من بميريد ؛ به تقواى خداى خود ملازمت كنيد تا به همهء امور و مهمّات شما كفايت و كارها و اعمال شما را اصلاح كند و از معصيت و نافرمانى خداى تعالى بپرهيزيد تا هلاك نشويد ! پسران من ! متّفق شويد تا تابع و مطيع ديگران نشويد ؛ به درستى كه مردن در حالت قوّت و عزّت بهتر از زندگى در حال عجز و ذلّت است . هرچه شدنى است ، مىشود و عاقبت هر اجتماع ، پراكندگى است . روزگار دو حال دارد ؛ يكى وسعت عيش و ديگرى ابتلا ، روز دو قسم است : روز شادى و روز گريه و خلايق دو صنف‌اند : پاره‌اى به نفع تو و پاره‌اى به ضرر تو . از زنان آنان را تزويج كنيد كه با شما كفو و همتايند ، در مقام استعمال عطريّات ، آب استعمال كنيد و از عقد نمودن زنان احمق اجتناب كنيد ، زيرا اولاد آن‌ها احمق مىباشند . وقتى قوم با همديگر مخالفت كردند ، براى كسى كه قطع قرابت كند ، استراحت نيست ؛ آن‌گاه دشمنان بر ايشان دست يابند و آفت جمعيّت ، اختلاف سخنان ايشان است . احسان نمودن به دشمنان ، صاحب احسان را از بدى ايشان نگاه مىدارد و اگر در عوض بدى ، مكافات بد بدهى ؛ تو نيز از جملهء بدكاران باشى ، كار بد كردن باعث زوال نعمت و قطع رحم نمودن موجب همّ و غم مىگردد ، هتك حرمت ، نعمت را زايل كند و نتيجهء عقوق والدين ، بىچيزى و فقدان اعوان و خرابى بلدان است . بدانيد نصيحت باعث افتضاح و رسوايى است ؛ چون اگر نصيحت‌كننده به كسى نصيحت نمايد و او قبول نكند ، هر آينه ناصح نزد او مفتضح مىشود ، زيرا ما فى الضمير