تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
را نيافته‌ايم كه در جواز امتداد اعمار ، مخالف يا به بطلان آن معتقد باشد ، هرگاه مستدلّ بر عدم جواز ، امعان نظر كند ، جواز آن را در حكم عقل مىداند و مىيابد . بلى ! اخبار و استدلال همديگر را در قومى كه قريب به زمان ما عمر طولانى نموده‌اند ، يارى كرده‌اند و زود است كه جماعتى از ايشان را براى تأكيد بيان ، ذكر نمايم و بعد از آن نيست كه اهل بصيرت و عرفان با ما در جواز امتداد اعمار منازعه نمايد . اگر گوينده‌اى بگويد : زمان قديم ، عمرها طولانى بوده و لكن عصرا بعد عصر كوتاه شده ، تا آن‌كه رسيده به آن‌چه مشاهده مىكنيم ؛ يعنى تا صد و بيست سال و امروز از اين مقدار تجاوز نمىكند . در جوابش گفته مىشود : عاقل مىداند زمان مدخليّت و تأثيرى در عمرها ندارد و مىداند زياد و كم آن‌ها فعل قادر مختار است كه آن‌ها را به حسب مصالح عالم تغيير مىدهد و ما منكر نيستيم در اين وقت عادت اللّه بر مقدار متقاربه‌اى از اعمار واقع شده كه با مقدار اعمار ارباب ازمنهء سابق مخالف است و لكن اين ، طول عمر بعضى را از جانب قادر مختارى كه معطى اعمار است ، محال نمىنمايد . امّا كسانى كه مخالف ما هستند و كلام فلاسفه ؛ يعنى محال عقلى بودن طول عمر را عاريه ذكر كرده‌اند ؛ در علم به عدم جواز طول عمر و محال عقلى بودن آن ، به بداهت و ضرورتى كه عقلا در آن با ايشان شريك باشند ، اتّكال ننموده‌اند و چون ضرورت و بداهتى نيست ، بايد بر مدّعاى خود حجّت عقلى اقامه كنند و جز اتبّاع هوا و رجوع به مشاهد و محسوس حجّتى ندارند ، حال آن‌كه متابعت هوا ، گمراه‌كنندهء انسان و انكار آن‌چه مشاهد و محسوس نيست ، لغزش دهندهء او است و مشرك و موحّد و ملحدى نيست ؛ مگر اين‌كه آن‌چه ديده نمىشود ، اثبات مىكند و به آن‌چه مشاهده نمىگردد ، اقرار دارد و علم و اقرار خود را فقط مقصور و ممحّض در مشاهدات نمىنمايد . پس موحّد به وجود صانع ، ملايكه و طول عمر آن‌ها اقرار دارد ، با آن‌كه آن‌ها را نديده و ملحد به وجود جواهر بسيط اقرار دارد كه رؤيت آن‌ها غير جايز است ، نيز ، به وجود عقل و نفس كلّى مدّعى است ، حال آن‌كه آن‌ها را نديده و هرطايفه به وجود