[ گفتار كراجكى ]
عنوان سبايكى في بيان الكراجكى شيخ كراجكى در كتاب البرهان على طول عمر صاحب الزمان كه آن را در كتاب كنز الفوائد « 1 » خود داخل كرده ، پيش از ذكر اخبار معمّرين - كه ما همهء آنها را در اين عبقريّه ذكر نموديم - چيزى مىفرمايد كه محصّل مضمون آن اين است : ديدم جماعتى از مخالفين در انكار وجود حضرت صاحب الزمان - صلوات اللّه عليه - بر آنچه تاريخ ولادت آن حضرت تا امروز اقتضا دارد ، اعتماد نموده ، گفتهاند :
اگر چنانكه شما طايفهء اماميّه مىگوييد ، تولّد آن جناب سال دويست و پنجاه و پنج باشد ؛ پس آن حضرت تا امسال كه سنهء چهارصد و بيست و هفت است ، دويست و هفتاد و دو سال از عمرش گذشته ، حال آنكه مىبينم عمرها از صد و بيست سال تجاوز نمىكند ، دليل بر بطلان آن ، چيزى است كه ما از وجود حضرت قائم - عجلّ اللّه تعالى فرجه الشريف - به آن معتقديم و در ايراد كلامى سؤال نمودى كه استدلال آنها را منهدم سازد ، شبهاتشان را باطل نمايد ، اصلى در دست تو باشد كه به وسيلهء آن در ردّ آنها متمسّك گردى و مستند تو باشد و من تو را در آنچه سؤال كردى ، اجابت نمودم و تو را به ادلّهاى مىرسانم كه در ردّ آنها طلب نمودى .
بدان هرگاه در جعل الهى ، وجود و نصب امام لازم باشد - چنانكه در واقع چنين است - و به ادلّهء واضح هم ثابت شده باشد ، امامت مختصّ به ائمّهء اثنا عشر است - چنانچه ثابت شده - پس چارهاى از قول به طول عمر حضرت بقيّة اللّه نيست ، چرا كه بنابر اصول شيعه ، زمان نبايد خالى از امام باشد . به تحقيق آباى آن جناب از دنيا رفتهاند و جز آن سرور كسى كه مستحقّ امامت باشد ، باقى نمانده .
بنابراين اگر عمر او از فوت پدرش ، حضرت عسكرى تا وقتى كه خداوند او را ظاهر فرمايد ، ممتد نباشد ؛ لازم مىآيد زمان خالى از امام باشد ، اين دليل براى كسى است كه به شريعت و امامت اقرار داشته باشد .
هامش
( 1 ) . كنز الفوائد ، ص 248 - 243 .