معمّر فرمايد و عمر آنان را با صحّت اجسام و بجا ماندن عقل و رأىشان دراز نمايد ؛ پس چه انكارى از طول عمر صاحب الزمان هست ؟ ! حال آنكه او حجّت خداى تعالى بر بندگان ، خاتم اوصيا از ذرّيّهء رسول خدا و موعود به بقاست تا اينكه هلاكت جميع اعداى دين به دست آن جناب واقع شود و تمام دين ، براى خداى تعالى گردد .
[ گفتار نجم ثاقب ]
عنوان طهورىّ في بيان النورى بدان استادنا المحدّث النورى - قدّس اللّه نفسه الزكيّه - بعد از نقل جملهء وافرى از معمّرين در نجم ثاقب « 1 » ، چنين فرموده : توضيح جواب اشكال ؛ يعنى اشكال بر طول عمر ولىّ خداوند متعال آنكه استبعاد طول عمر حضرت مهدى - صلوات اللّه عليه - از اين چند جهت خالى نيست :
اوّل ؛ استحالهء عقلى كه هرگز صاحب عقلى آن را دعوى نكرده و اصحاب شرايع در امكان آن سخن ندارند و اگر دعوى شود ، وقوع طول عمر در امم سالفه - چنانچه در كتب يهود و نصارا ، موجود است - و در اين امّت ، به اتّفاق مسلمين ، در رفع آن كافى است .
دوّم ؛ حديث معروف مروى از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود : عمرهاى امّت من ، ميان شصت و هفتاد است و آن محمول بر اغلب است و الّا كذب آن جناب لازم آيد ، العياذ باللّه . مؤيّد اين حمل ، آنكه در بعضى از نسخ اين حديث آمده : اكثر عمرهاى امّت من ، از اين جهت ما بين شصت و هفتاد به عشرهء ميشومه معروف شده و اينكه منتهاى عمر در اين ازمنه ، از صد و بيست سال نمىگذرد ، جز استقرار و مشاهده مستندى ندارد .
سوّم ؛ قاعدهء طبيعى ، به نحوى كه اطبّا مىگويند : سنّ كمال تا چهل سال و سنّ نقصان و ضعف ، دو مقابل اين ؛ يعنى هشتاد سال است و مجموع صد و بيست سال مىشود . در
هامش
( 1 ) . نجم ثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 843 - 839 .