همچنين در كمال الدين « 1 » ، بعد از نقل اين خبر سجّادى كه ذيل ابواب معمّرين است ، از آن حضرت روايت نموده كه فرمودند : در قائم ما اهل بيت ، سنّتهايى از انبيا عليهم السّلام ، سنّتى از نوح عليه السّلام ، سنّتى از ابراهيم عليه السّلام ، سنّتى از موسى عليه السّلام ، سنّتى از عيسى عليه السّلام ، سنّتى از ايّوب عليه السّلام و سنّتى از محمد صلّى اللّه عليه و آله ! امّا از نوح عليه السّلام ، طول عمر و از ابراهيم عليه السّلام ، مخفى بودن ولادت و عزلت از مردمان است ، از موسى عليه السّلام ، خوف و از عيسى عليه السّلام ، اختلاف مردم در موت و حيات او است ، از ايّوب عليه السّلام ، فرج بعد از بلا و امّا از محمد صلّى اللّه عليه و آله ، خروج آن حضرت با شمشير است .
بالجمله ، بعد از نقل اين روايت مىفرمايد : هرگاه طول عمر براى اشخاصى كه زمان آنها بر زمان ما مقدّم بوده و خبرى كه سنّت به اين طول عمر ، در قائم عليه السّلام - دوازدهمى از ائمّه عليه السّلام - جارى است ؛ صحيح باشد ، جايز نيست مگر اعتقاد به اينكه آن بزرگوار هرقدر در غيبت خود باقى بماند ، جز آن سرور قائم نمىباشد و غير او قائم موعودى نيست ، اگر از دنيا مگر يك روز نماند ، هرآينه خداوند آن روز را طولانى مىكند ، تا آنكه حضرت ظهور و خروج نمايد ؛ آنگاه زمين را پر از عدل و داد كند ، بعد از اينكه مملوّ از ظلم و جور شده باشد ، چنانكه اخبار متواترى از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و ائمّه عليهم السّلام بر اين مضمون وارد شده .
اسلام براى ما نيكو نمىباشد مگر اينكه به آنچه از آن بزرگواران وارد شده و به صحّت رسيده ، تسليم شويم .
[ نقل غرر و درر ]
عنوان مرتضى في بيان المرتضى سيّد مرتضى - قدس اللّه روحه الشريف - بعد از ذكر جماعتى از معمّرين كه آنها را در اين عبقريّه ذكر نموديم ، فرموده : كسى را مىرسد كه بگويد ذكر حكايات اشخاص طويل الاعمار چگونه در مقام اثبات وجود قائم و طول عمر آن جناب صحيح
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 322 و 577 .