زمان حضرت رضا عليه السّلام باقى بماند و نه ماه بعد از رحلت آن حضرت وفات كند و طول عمرش جز به دعاى حضرت زين العابدين عليه السّلام نبود .
پس چگونه جايز نباشد خداوند وجود مقدّس امام منتظر را به حالت جوانيش باقى بدارد ، پيرى را از او رفع نمايد و حضرت را نگاه دارد تا اينكه خروج كند و زمين را پر از عدل و داد نمايد ، بعد از آنكه از ظلم و جور پر شده باشد ؛ با وجود اخبار صحيحهاى كه در اين خصوص از حضرت رسول و ائمّهء طاهرين عليهم السّلام دربارهء آن بزرگوار وارد شد .
نيز پيش از نقل خبر معمّر مغربى كه آن را در صبيحهء مذكور نقل نموديم ، مىفرمايد : مخالفين ما تصديق مىكنند سنّ معمّر مغربى ، مكنّا به ابى الدنيا و مسمّا به على بن عثمان بن خطّاب بن مرّة بن مزيد ، هنگام گذشتن حضرت رسول از اين سراى بىاعتبار ، قريب به سى سال بوده و تصديق مىكنند او خادم امير المومنين عليه السّلام بوده ، سلاطين و ملوك او را نزد خود احضار مىنموده ، از علّت طول عمر او ، سؤال و از آنچه مشاهده كرده بود ، استخبار مىكردند .
او به ايشان خبر مىداد كه از آب حيوان نوشيده . و به اين جهت عمرش طولانى شده و اينكه تا زمان مقتدر باللّه عبّاسى متيقّن الحيات بوده و تا الان مردنش معلوم نشده .
تمام اينها كه گفتيم ، در حقّ اين معمّر تصديق دارند و انكار نمىورزند ، حال آنكه امر قائم عليه السّلام را به جهت طول عمرش انكار مىكنند .
همچنين بعد از نقل خبر شقّ كاهن كه آن را در صبيحهء يازدهم اين عبقريّه ذكر نموديم ، مىفرمايد : مخالفان ما امثال اين حكايات را نقل مىكنند و مىگويند نهصد سال عمر كرد ، صفت بهشت او چنين و چنان است ، او بر روى زمين مىباشد و از نظرها غايب گرديده ، همهء اينها را تصديق مىكنند لكن قائم آل محمد را منكر مىشوند و اخبارى كه در خصوص آن حضرت وارد شده ، تكذيب مىكنند ؛ انكارا للحقّ و عنادا لأهل الحق .
سپس خبر عبد اللّه بن قلابه را نقل كرده كه در زمان معاويه ، بهشت شدّاد بر
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 625
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٦٢٥