او نمايان شد و بعد از نقل آن فرموده : هرگاه جايز باشد در روى زمين بهشتى پنهان از نظر ناظرين باشد ، كسى به سوى آن و مكانش راه نيابد و همهء اينها از راه اخبار بر ايشان معلوم شده باشد ، پس چگونه از راه اخبار ، بودن حضرت قائم را در غيبت قبول نمىنمايند .
هرگاه جايز است شدّاد نهصد سال عمر كرده باشد ، چگونه جايز نيست قائم به همان مقدار يا زياده بر آن ، عمر داشته باشد ، حال آنكه خبرى كه دربارهء بهشت شدّاد و غيبتش از انظار و در خصوص طول عمر خودش تصديق مىكنند از ابن ابى وائل روايت شده و اخبار وارده در وجود قائم ، طول عمر آن بزرگوار و غايب بودنش از انظار ، از نبىّ مختار و ائمّهء اطهار ، روايت شده ، بنابراين تصديق آن خبر و تكذيب اين اخبار جز از راه عناد ، مكابره ، انكار حق و مجادله نيست .
نيز بعد از ذكر جماعتى از معمّرين كه از جمله قسّ بن ساعدهء ايادى است و ما حالاتش را در صبيحهء پانزدهم اين عبقريّه ذكر نموديم ، مىفرمايد : اخبارى كه در خصوص معمّرين ذكر كردم ، مخالفين ما هم ، آنها را از طريق محمد بن سائب كلبى ، محمد بن اسحاق بن بشّار ، عوانة بن حكم ، عيسى بن زيد بن داب و هيثم بن عدىّ طايى روايت كردهاند ، با وجود اينها از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هم روايت شده كه فرمودند :
چيزهايى كه در امّتهاى گذشته بود ، مثل آنها طابق النعل بالنعل در اين امّت مىباشد ، اينگونه طول عمر ، دربارهء كسانى كه ذكرشان گذشته و در خصوص غيبتهاى انبيا و اوليا كه در زمان سابق اتّفاق افتاده ؛ نزد ما به درجهء صحّت رسيده ، پس چگونه وجود قائم را به سبب غيبت و طول عمرش انكار مىكنند ، با اينكه اخبار در اين باب از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ائمّه عليهم السّلام روايت گرديده و آنها همان اخبارى بودند كه آنها را با اسانيد در اين كتاب ذكر كرديم . نيز بعد از نقل قضيّهء سربايك ، ملك هند كه آن را در صبيحهء بيست و دوّم اين عبقريّه ذكر نموديم ، مىفرمايد : وقتى مخالفين ما با چنين طول عمرى در حقّ سربايك ، پادشاه هند اعتقاد نمودند ، سزاوار است ، مثل آن را در خصوص حجّت خدا ؛ اعنى امام الزمان و خليفة الرحمن ، محال و ممتنع ندانند .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 626
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٦٢٦