مىگذاشتند ، قبرهاى آنها ميان خانههايشان بود و باغاتشان در دو فرسخى قريه و شهر بود ، زن و مرد پير ميانشان نبود ، مرض و علّتى در آنها نديدم ، آنان عليل و مريض نمىشدند تا وقتى كه مىمردند .
هركس ارادهء خريد چيزى مىنمود ، به بازار مىرفت ، متاعى را وزن مىكرد و مىبرد ؛ بى آنكه صاحبش حاضر باشد ، هنگام نماز ، همه حاضر شده ، نماز مىكردند و برمىگشتند و در ميان ايشان جز ذكر خدا و نماز و مرگ ، خصومت و سخن ناخوشى نمىگذشت .
اين ناچيز گويد : خداوند متعال ، عالم است كه سربايك بعد از آن نهصد و بيست و پنج سال چهقدر ديگر در دنيا زندگى كرده ، امّا استادنا المحدّث النورى با اينكه در نجم ثاقب ، جلّ اشخاص معمّرين كه آنها را در كتب غيبت اسم بردهاند ، بلكه مىتوان گفت كلّ آنها را به طريق اختصار ذكر نموده ، سربايك هندى را به هيچوجه متعرّض نشده ، مىتوان گفت وجه عدم تعرّض ايشان سهو و نسيان و غفلتى بوده كه لازمهء طبيعت انسانىاند يا عدم اعتنا و اعتماد به اصل اين قضيّه ؛ چون در چيزهايى است كه قارع آذان و مانع از اعتقاد به جنانند و اللّه العالم .
[ شيخى صاحب حديث ]
نهم : شيخ صاحب حديث در فضيلت سور ذات قلاقل است ؛ چنانكه در بحار « 1 » و نجم ثاقب « 2 » از عالم جليل ، سيّد على بن عبد الحميد نيلى نقل فرموده : ايشان در كتاب انوار المضيهء خود از جدّش روايت نموده : او به اسناد خود از رييس ابو الحسن كاتب بصرى كه از ادبا بود ، روايت نموده ، گفت : سال سيصد و نود و سه كه چند سالى در بريّه خشكى شده بود ، آسمان خير خود را فرستاد ، باران به اطراف بصره مخصوص شد و اين خبر به گوش عربها رسيد ، پس با اختلاف لغات و مباينت مكانهايشان از اطراف
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 260 - 258 .
( 2 ) . نجم ثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 816 - 813 .