تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
متولّد شدم ، پس به من خرسند و به وجودم مبتهج گرديد ، آن‌گاه وفات كرد و من هفت ساله بودم ؛ بعد از او عمّ من مرا كفالت كرد ، او نيز در خوف بر من ، مثل پدرم بود . روزى مرا با خود ، نزد رسول خدا داخل كرد ، گفت : يا رسول اللّه ! اين برادرزادهء من است ، پدرش فوت شده ، من متكفّل تربيت او هستم و از مردنش مىترسم ، به من عوذه‌اى بياموز كه به آن عوذه او را تعويذ كنم تا به بركت آن سالم بماند . آن جناب فرمود : كجايى تو از ذات القلاقل ؟ گفتم : يا رسول اللّه ! ذات القلاقل چيست ؟ فرمود : اين‌كه او را تعويذ كنى ؛ بخوان بر او سورهء جحد :
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ * لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ
« 1 » . . . ، تا آخر سوره ، سورهء اخلاص
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ
« 2 » . . . ، تا آخر سوره ، سورهء فلق :
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
« 3 » . . . ، تا آخر سوره و سوره ناس :
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ
« 4 » . . . ، تا آخر سوره و من تا امروز هر بامداد به آن تعويذ مىكنم ، به مصيبت فرزند و مال گرفتار و مريض و فقير نشدم و سنّم به اين‌جا رسيده كه مىبينيد ؛ پس محافظت كنيد و بسيار به آن‌ها تعويذ نماييد . اين را شنيدم و از نزد او برگشتيم .

[ عبد اللّه يمنى ]

دهم : عبد اللّه يمنى است ؛ چنان‌كه در عوالى اللئالى « 5 » از ابن فهد از على بن عبد الحميد نيلى از يحيى بن نجل كوفى از صالح بن عبد اللّه يمنى روايت كرده كه صالح به كوفه آمده بود و يحيى گويد : سال هفت‌صد و سى و چهار او را در كوفه ديدم ، او از پدر خود عبد اللّه روايت مىنمود كه از معمّرين بوده و سلمان فارسى را درك كرده
هامش
( 1 ) . سوره كافرون ، آيه 1 - 2 . ( 2 ) . سوره اخلاص ، آيه 1 - 2 . ( 3 ) . سوره فلق ، آيه 1 . ( 4 ) . سوره ناس ، آيه 1 . ( 5 ) . عوالى اللئالى ، ص 27 .