نزد مسلمين است .
شيخ صدوق به سند معتبر ، خبرى طولانى از جناب صادق عليه السّلام نقل كرده كه آخر آن فرمود : حق تعالى عمر حضرت خضر را طولانى نكرد ، براى آنكه پيغمبرى بعد از او اظهار نمايد و نه براى آنكه كتابى بر او نازل گرداند ؛ دين و شريعتى بياورد و ناسخ شريعت پيش از خود باشد و نه براى پيشوايى كه اقتدا به او لازم باشد و و نه براى اطاعتى كه بر او فرض گردانيده باشد ، بلكه در علم سابق حق تعالى بود كه عمر حضرت قائم عليه السّلام در غيبت ، طولانى خواهد بود و دانست گروهى از خلق ، طول عمرش را انكار خواهند كرد ؛ لذا عمر بندهء صالح خود ، خضر را طولانى گرداند تا بر معاندين حجّت باشد . « 1 »
كلام من العلّامة الكراجكى تفسير ثالث لبقاء هذا لنّبى
بدان علّامه كراجكى در كنز الفوائد « 2 » ، در مقام ذكر معمّرين فرموده : يكى از معمّرين ، خضر است كه بقاى او تا آخر الزمان متّصل است و از جمله آنچه از خبر او رسيده ، اين است : چون وقت رحلت آدم فرارسيد ، فرزندان خود را جمع نمود و فرمود : پسران من ! به درستى كه خداى تعالى عذابى را بر اهل زمين نازل مىكند ، هرآينه جسد من در بيابان با شما باشد ، چون در واديى فرود آمديد ، مرا بفرستيد و در شام دفن نماييد .
جسد آن حضرت با ايشان بود تا آنكه خداوند نوح را مبعوث فرمود و جسد او را گرفت ، خداوند طوفان را بر زمين فرستاد و زمانى زمين را غرق كرد . جناب نوح در زمين بابل فرود آمد و به سه پسر خود ؛ سام و يافث و حام وصيّت نمود جسد را به مكانى ببرند كه به ايشان امر كرد در آنجا دفن كنند .
آنها گفتند : زمين موحش است ، انيسى در آن نيست و راه را نمىدانيم ؛ صبر كن زمين مأمون شود ، مردم زياد شوند ، بلاد مأنوس و خشك شود . آنگاه به ايشان فرمود :
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 357 - 352 .
( 2 ) . كنز الفوائد ، ص 248 .