تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١

اعلان لارباب التنعم و الغضر بسرّ آخر لبقاء الخضر

بدان استادنا المحدّث النورى - نوّر اللّه مرقده الشريف - در نجم ثاقب « 1 » ، هنگام ذكر اسامى بعضى از معمّرين ، به جهت رفع استبعاد عوام عامّه از طول عمر حضرت بقيّة اللّه الحجة بن الحسن العسكرى - صلوات اللّه عليهما - مىفرمايد : از ايشان حضرت خضر پيغمبر است كه احدى از اهل اسلام در وجود و بقاى آن جناب از چند هزار سال پيش تاكنون شكّ ندارد . در كتب اهل سنّت ، در احوال مشايخ و عرفايشان مكرّر نقل شده فلانى در فلان محلّ با جناب خضر ملاقات كرد و از او تلقّى نمود و علم آموخت ؛ چنان‌چه محيى الدين در باب بيست و پنجم فتوحات گفته : شيخ ابو العبّاس عرينى ، با من سخن گفت و من قبول نمىكردم ؛ چون از او جدا شدم ، شخصى را ديدم كه مىگفت در فلان سخن ، شيخ ابو العبّاس را مسلّم دار ! فورا نزد شيخ برگشتم ؛ گفت : تا خضر با تو نگويد ، سخنم را قبول نمىكنى ! نظير اين در كتب اهل سنّت بسيار است . اين ناچيز گويد : از جمله ، چيزى است كه ذيل ترجمهء صاحب تفسير تبصير الرحمن كه شيخ على مهايمى از مضافات بمبئى است ، نوشته شده كه : « و هو من مشاهير العلماء و مقاماته و كراماته اجلّ من أن تحصى لا سيّما انّه كان مشرّفا بتعليم سيّدنا الخضر عليه السّلام معلّم حضرت سيّدنا موسى كليم اللّه » . ولادت شيخ مزبور سال هفت‌صد و هفتاد و شش و وفاتش سال هشت‌صد و سى و پنج بوده و سال‌هاست كه تفسيرش در مطبعهء بولاق مصر ، به طبع رسيده . بالجمله ، در نجم ثاقب « 2 » فرموده : و امّا آن‌چه ميبدى از عبد الرزاق كاشى نقل كرده كه در اصطلاحات گفته : خضر كنايه از بسط و الياس كنايه از قبض است و اين‌كه خضر ، از زمان موسى تا اين عهد باقى باشد يا روحانىاى كه به صورت او متمثّل شود براى آن‌كه خواسته‌اش را ارشاد نمايد ؛ نزد من محقّق نيست و به خلاف ضرورت آن
هامش
( 1 ) . نجم ثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 800 . ( 2 ) . همان ، ص 801 .