عمل ، امارت ، سلطنت ، زمان و غير اينها كه تحديد شدهاند ، فهميده مىشود داراى عمر بسيار و از جمله معمّرين روزگارند . اين طايفه نيز ، افراد بسيار و اشخاص بىشمار مىباشند . ما در اين مقام و مضمار به ذكر بيست نفر از ايشان اكتفا مىنماييم .
[ حضرت خضر ]
اوّل : حضرت خضر است كه با ذو القرنين معاصر مىباشد و ظهور و غلبهاش بر مصر ، سه هزار و چهارصد و پنجاه و هفت سال بعد از هبوط آدم بوده است . چنانكه در ناسخ است . به اتّفاق فريقين شيعه و اهل سنّت و جماعت ، بلكه ساير ارباب ملل و نحل ، آن جناب تاكنون زنده ، باقى و در قيد حيات است و زنده خواهد ماند تا در صور بدمند و همهء زندگان بميرند ؛ چنانچه در بحار از امام رضا عليه السّلام منقول است :
خضر از آب حيات خورد و زنده خواهد ماند تا در صور بدمند و همهء زندگان بميرند . او نزد ما مىآيد و بر ما سلام مىكند ، ما صدايش را مىشنويم ولى او را نمىبينيم ، هرجا نام او مذكور شود ، حاضر مىگردد و هركه يادش كند ، بر او سلام كند ؛ هرموسم حجّ در مكّه حاضر مىشود ، حجّ مىگزارد ، در عرفات ، وقوف مىكند و براى دعاى مؤمنان آمين مىگويد . وقتى قائم آل محمد از مردم غايب گردد ، زود باشد كه حق تعالى خضر را مونس آن حضرت گرداند و در تنهايى رفيق ايشان باشد . « 1 »
در اخبار الدول « 2 » از مسعودى ، نقل نموده : « انّ هذا الخضر ابن خالة الإسكندر و كان على مقدّمة عسكر ذى القرنين الأكبر الّذى كان في ايّام ابراهيم و بلغ معه نهر الحيات فشرب منه و هو لا يعلم به فخلّد و هو حىّ إلى الأن و إلى يوم ينفخ في الصور ، فهو نبىّ معمّر محجوب عن الأبصار و روى محمّد بن المتوكّل انّ الخضر من اولاد فارس و الياس من بنى اسرائيل و هما حيّان يلتقيان في كلّ عام بالموسم و اكلهما الكرفس فالياس في البرّ و الخضر في البحر » .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 13 ، ص 299 ؛ ج 52 ، ص 152 .
( 2 ) . اخبار الدول و آثار الاول ، ج 1 ، ص 122 .