يك از قواى بدنىاش منقصتى راه نيافته بود ؛ چنانكه در اخبار الدول است .
از جمله ، آن است كه بنابر نقل از كتاب مذكور قومش از او طلب كردند ، كوهى از كوههاى فارس به راه افتد و تا عرفات برود ؛ حضرت به يكى از جبال فارس امر فرمود تا عرفات رفت .
از جمله ، آن است كه بنابر نقل مذكور چون از كشتى بيرون آمدند ، نزد خود و اصحابش قوتى وجود نداشت ، آن حضرت از زمين ريگ برداشته ، تناول فرمود و به اصحاب خود هم از آن ريگها خورانيد ؛ آن ريگها در دهان ايشان ، از عسل شيرينتر بود .
از جمله ، درختى كاشت ، فى الفور بار برآورد و از آن تناول نمودند . بعد از اينكه از تورات نقل نموده عمر آن جناب نهصد و پنجاه سال بوده - چنانچه ما نيز ضمن طبقهء نهم همين مقدار كه مختار صاحب ناسخ است ، نقل نموديم - گفته : وهب بن منبّه عمر آن حضرت را هزار سال دانسته و شدّاد گفته : عمر نوح ، هزار و چهارصد و هشتاد سال بوده .
در حبيب السير از متون الاخبار نقل نموده : تولّد آن جناب در زمان حضرت آدم ، در هزار سال اوّل آفرينش وقوع يافت و در هزار سال ثانى ، وقتى چهارصد و پنجاه ساله بود ، مبعوث شد ، نهصد و پنجاه سال به دعوت اشتغال نمود و پنجاه سال بعد از هلاكت قوم از عالم انتقال فرمود ، بنابراين تقدير عمر حضرت نوح هزار و چهارصد و پنجاه سال بوده و اللّه العالم .
از ايشان پادشاهى است كه مهرجان را احداث نمود ؛ چنانكه در غيبت شيخ طوسى « 1 » است كه اهل فرس در باب طول اعمار گمان كردهاند در زمان پيشين ، جماعتى از پادشاهان ايشان بودهاند كه عمرهاى طولانى داشتهاند تا آنكه مىفرمايد : مىگويند پادشاهى كه مهرجان را احداث نمود ، هزار و پانصد سال عمر كرد .
هامش
( 1 ) . الغيبة ؛ شيخ طوسى ، ص 123 .