ايضا صاحب متون الاخبار نقل نموده : « انّه كان نبيّا فبعثه اللّه إلى قوم فكذّبوه و ضربوه على قرنى رأسه فقتلوه فاحياه اللّه تعالى فسمّيه ذو القرنين » ؛ بنابراين دو حديث ، در نبوّت ذو القرنين نيز اختلاف است .
در روضة الصفا « 1 » ست كه او با وجود استقلال در سلطنت و بسط مملكت ، زنبيل بافى مىكرد و قوت خود و عيالش را از آن ممّر به دست مىآورد ، به روايتى زمان سلطنتش چهل سال بود . در اعمار الاعيان « 2 » ابن جوزى مذكور است : آن جناب هزار و ششصد سال عمر كرد و در حيات الحيوان نيز همين مقدار را از كتاب محاضر نقل نموده .
از ايشان ديّان بن دومغ پدر عزيز مصر است ؛ چنانكه در كيفيّت بناى هرمان مصر از كمال الدين « 3 » نقل شد ابو عبد اللّه قدينى گفت : عمر او هزار و هفتصد سال بوده است .
[ دو هزار تا سه هزار سال ] 20 صبيحة
طبقهء يازدهم معمّرين كسانىاند كه عمرشان در اين سراى پر ابتلا ، از دو تا سه هزار سال انتها يافته .
از ايشان حضرت نوح عليه السّلام است ؛ چنانچه در طبقهء ششم ، ضمن بيان حالات سام بن نوح ، روايتى از امام على النقى عليه السّلام از حيات القلوب علّامه مجلسى رحمه اللّه نقل شد كه آن حضرت فرمود : عمر نوح ، دو هزار و پانصد سال بود .
ايضا در آن كتاب است كه به سند حسن از حضرت صادق عليه السّلام منقول است :
حضرت نوح دو هزار و پانصد سال زندگى كرد ؛ هشتصد و پنجاه سال پيش از مبعوث شدن ، هزار و پنجاه سال كم ، در ميان قوم خود ، ايشان را به سوى خدا فرا مىخواند ،
هامش
( 1 ) . تاريخ روضة الصفا ، ج 1 ، ص 66 - 61 .
( 2 ) . اعمار الاعيان ، ص 128 .
( 3 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 563 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 244 .