تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
مثله كردن و بردار كشيدن از اختراعات او است ؛ مدّت ملكش هزار سال بود و طايفه‌اى از اهل اخبار گفته‌اند : آن كافر ناپاك ، هزار سال پادشاهى كرد . « 1 » در حبيب السير است كه به قول طبرى عمر ضحّاك ، هزار سال بود و در غيبت طوسى « 2 » عمر آن ناپاك هزار و دويست سال ذكر شده . از ايشان يوشالفرس بن كالب بن يوفنّاست كه بنابر نقل صاحب اخبار الدول ، در حسن و جمال بسيار شبيه حضرت يوسف بوده ، طورى كه مردم مفتون حسن او شده ، همه وقت براى تماشاى او جمعيّت مىنمودند و چون بر نفس خود از فتنه ترسيد ، از خداوند مسألت كرد صورتش را تغيير دهد بدون آن‌كه در حواسّش خللى راه يابد . پس آبله بيرون آورد و صورتش مجدّر شد . آن جناب هزار سال ميان بنى اسراييل زندگى كرد و پس از آن ، خداوند او را به جوار قدس خود برد . از ايشان عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح عليه السّلام است . در ناسخ آمده : او به پرستش قمر اقدام مىكرد و با اولاد و احفاد در بلاد احقاف توطّن مىنمود ؛ آن اراضى از كنار عمّان تا حدود يمن و حضرموت است . گويند عاد ، هزار زن گرفت و در حيات خويش چهار هزار تن از صلب خود بديد كه هريك به اندازهء نخيلى بودند ؛ هزار و دويست سال زندگانى يافت و در نيمهء عمر خود ، ولد و ولد ولد تا پشت دهم را ملاقات نمود . اولاد ارشد و اكبرش شديد بود كه ميان جماعت ، رايت سلطنت افراخت و عدلى شامل و بذلى شافى داشت ؛ چنان‌كه شخصى را در مملكتش به قضاوت منصوب كرد و مرسومى برايش مقرّر داشت . او يك سال در محكمهء قضا بنشست ولى كار احدى به او نيفتاد ، زيرا در تمام مملكت ، دو نفر باهم به منازعه برنخاستند . قاضى خدمت شديد آمد و معروض داشت : اين مرسوم بر من روا نيست ، چون در اين مدّت ، قضاوتى نكرده‌ام .
هامش
( 1 ) . ر . ك : مستدرك سفينة البحار ، ج 5 ، ص 191 . ( 2 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 123 .