تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
طايفه‌اى از مورّخين ، جمشيد ، اوّل كسى است كه علم طبّ را استنباط و به وضع حمّام اشاره نمود و نخستين كسى است كه در كوه و صحرا جادّه‌ها و شوارع ساخت . به روايت مشهور ، او شراب انگور را پيدا كرد و گفته‌اند او تير و كمان را يافت ، جمعى گمان برده‌اند ترتيب پيرايه ، از زر ، سيم ، لعل و فيروزه ، از نتايج طبيعت جمشيد است . به قول طبرى ، هفت‌صد سال و به عقيدهء بعضى ، شش‌صد و هفده سال در جادّهء خداپرستى راسخ بود ، آن‌گاه با تسويلات شيطانى ، دعوى خدايى نمود و بدان واسطه در احوالش اختلال راه يافت . ضحّاك تازى بر سرش لشكر آورد ؛ جمشيد از مقاومت عاجز شده ، فرار بر قرار اختيار نمود . به قول اكثر مورّخان مدّت ملك و سلطنتش ، هفت‌صد سال و زمان حياتش هزار سال بود . از ايشان ضحّاك تازى است كه خواهرزادهء جمشيد و برادرزادهء شدّاد بن عاد بود . به او بيورسب گويند و وجه تسميه‌اش از اين جهت است كه پيش از پادشاهى ، ده‌هزار اسب داشته ، به زبان درى بيور بر وزن زيور ، به معنى ده‌هزار باشد و به اين اعتبار او را بدين نام مىخوانده‌اند . نام اصلى او ، بيور بر وزن صبور است ؛ چنان‌چه در برهان قاطع مىباشد ، نيز به او آك مىگويند ، زيرا آك به معنى عيب و آفت است و چون او به ده عيب مزيّن بوده ، او به ده‌آك گفته‌اند ، عربان اين لفظ را تعريب نموده ، ضحّاك گفتند . عيوب او اين است : كراهت چهره ، قصر قامت ، قلّت حيا ، كثرت اكل ، بسيارى ظلم ، بدى زبان ، شتاب در مهمّات ، جهالت و ابلهى . بالجمله ، در ناسخ آمده : چون به حدّ رشد رسيد و روزگار اقبال جمشيدى درهم پيچيد ، به فرمان شدّاد بن عاد با لشكرى افزون از حوصلهء احصا و عداد ، زمين بابل را در هم نورديده ؛ چون قضاى آسمانى در ناحيهء اصطخر نازل شد و جمشيد را قهر كرده ؛ به جايش نشست و به اندك مدّتى در تمام ملك جمشيد استيلا يافت . چون هفت‌صد سال در حوزهء ايران ، لواى حكومت افراشت ، سلمه‌اى از منكبينش سر برآورد و وجعى درگرفت كه به هيچ مرهمى جز مغز سر آدمى ساكن نمىگشت ؛ چه بسيار مردم بىگناهى كه نشان نوبت و قرعه شدند و مغزشان مرهم سلمه گرديد !
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 538 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي