اورياى ثالث خوانند و هرمس نيز گويند .
در ناسخ است كه او خنوخ بن بارد بن مهلاييل بن قينان بن انوش بن شيث بن آدم عليه السّلام است و مولد شريفش ارض منف از ديار مصر مىباشد . در بامداد زندگانى نزد اغا ثاذيمون سمت تلمّذى و شاگردى داشته ، اغاثاذيمون لفظا مرادف نيكبخت و غرض از او شيث باشد ؛ او از انبيايى است كه ميان مردم مصر و يونان بعثت يافت و به او ، اورياى ثانى گويند .
على الجمله ، چون دويست سال از وفات آدم گذشت ، حضرت ادريس بر طوايف انام مبعوث گشت ، مردم را به هفتاد و دو لغت دعوت فرمود ، گرد جهان بسيار برآمد و خلق را به سوى حقّ فراخواند . روزگارى در مسجد سهله واقع در شهر كوفه با سلطنت و نبوّت اقامت نمود و خياطت فرمود ؛ او اوّل كسى است كه با سوزن ، جامه دوخت و با قلم ، نگاشتن آموخت و سى صحيفه بر او نازل شد ، نيز تدريس علم نجوم از فضايل آن جناب است .
گويند صد شهر مرغوب در جهان بنيان فرمود ، اغلب خلق در روزگارش اطاعت كردند و چنانكه در كتب اخبار ، تفاسير ، سير و تواريخ آمده ، عروج آن حضرت به سماوات گوشزد هربرنا و پير است . پس از هشتصد و شصت و پنج سال مدار ، در عالم پر ملال بود . « 1 »
از ايشان مهلاييل بن قينان است كه به اشارهء والد بزرگوار خود ، متصدّى امر امارت گشت ، در زمين بابل قرار گرفت و به بناى شهر سوس قيام نمود . مهلاييل مرادف ممدوح است . به روايت ابن جوزى در كتاب اعمار الاعيان و بنابر نقل صاحب حبيب السير ، آن بزرگوار هشتصد و نود و پنج سال عمر يافت . « 2 »
هامش
( 1 ) . در كتاب فتح البارى عمر ايشان 950 سال ذكر شده : ر . ك : فتح البارى ، ج 6 ، ص 264 ؛ تاريخ طبرى 960 سال ذكر مىكند . ر . ك : تاريخ الطبرى ، ج 1 ، ص 115 .
( 2 ) . ر . ك : مستدرك سفينة البحار ، ج 5 ، ص 189 .