ميان عرب مثل شد ؛ عمرو بن عامر مزيقيا با مردم خود به اراضى شام شتافت و بر سر چشمهاى به نام غسّان - چنانكه در سابق مذكور شد - فرود آمد و چندان بر سراب غسّان وطن داشت كه فرزندانش فزونى يافته ، بر آن اراضى غلبه كردند و به درجهء سلطنت رسيدند .
بالجمله ، چون قبايل ساكنين شهر مأرب متفرّق شدند ، هنگام بلا و خرابى بلد فرا رسيد ؛ چنانكه حق جلّ و علا فرمايد :
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ
« 1 » ، سدّ از بن برآمد ، سيلاب عظيمى برخاست و از مأرب و آن همه خانه و باغ و بستان نشانى نگذاشت ؛ هرمال كه از طوايف مانده بود ، محو و هرجاندار كه به جا مانده بود ، نابود شد ؛
ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِما كَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ
« 2 » .
كلام في الحلاوة كالزلابيا « 3 » في وجه تلقّب العمرو بمزيقيا
در ناسخ ، كمال الدين « 4 » و غير اينهاست كه به عمرو مذكور لقب مزيقيا داده بودند و اين بدان واسطه بود كه چون جامهاى نزد او مىآوردند و مىپوشيد ، اندكى گريبان آن را پاره مىكرد و اين كنايه از آن بود كه بار ديگر آن جامه پوشيده نشود ، بلكه بخشيده شود ؛ پس چون مزق به معنى پاره كردن جامه است ، او را مزيقيا خواندند .
شيخ طوسى بعد از اينكه در كتاب غيبت « 5 » عمر او را هشتصد سال نوشته ، فرموده : ناميدن او به مزيقيا از اين جهت است كه مزيقيا مأخوذ از مزق و به معنى پراكندگى است ، در عهد او هم ، طايفهاش پراكنده گرديده ، به اطراف زمين رفتند .
اين ناچيز گويد : مىتوان براى وجهى كه شيخ فرموده به قوله تعالى :
فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ
« 6 » استيناس جست كه دربارهء اهل سبا نازل شده است .
هامش
( 1 ) . سوره سباء ، آيه 16 .
( 2 ) . سوره سباء ، آيه 17 .
( 3 ) . الزلابيه ، حلواء كما في المجمع في محيط المحيط ، هى بالفارسيّه زليبيا . [ مرحوم مؤلّف ] .
( 4 ) . كمال الدين و تمام النّعمة ، ص 560 .
( 5 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 124 .
( 6 ) . سوره سباء ، آيه 19 .