پنجاه صحيفه و به روايتى بيست و نه صحيفه چون اكسير ، غيره ، القاى رياضى ، هيأت ، محتوا بر حكمت الهى و صنايع نامتناهى بر او نازل شد .
در زمان او مردم دو گروه شدند ؛ بعضى طريق متابعت او پيمودند و برخى از اولاد قابيل مطاوعت نمودند .
بعد از اينكه در ناسخ اين جمله را در حالات وى نگاشته ، گفته : آن حضرت روز شنبه در ماه آب ، رخصت حسن المآب يافت و از دار بلوا به جنّت مأوا شتافت . از بطن حوّا ، بىهمال بزاد ، يعنى به جهت احترام حمل نور محمدى ، توأم نداشت ؛ چون هميشه حوّا به يك پسر و يك دختر حامله شده ، آنها را وضع مىنمود . بيست دختر و نوزده پسر از بطن او متولّد گرديد و نهصد و دوازده سال بزيست . « 1 »
او اوّل وصىّ انبيا و از اولاد آدم اوّل كسى است كه عذارش به محاسن مشكين ، مشك آيين گشت ، حضرت انوش كه پسر آن بزرگوار است ، بدن پدر را در جوار پدر و مادر ، يعنى آدم و حوّا ، در غار ابو قبيس مدفون ساخت . « 2 »
از ايشان متّوشلخ پسر حضرت ادريس و جدّ حضرت نوح است . در ناسخ « 3 » آمده :
بعد از رفع ادريس ، ولد ارشدش متّوشلخ ، تأسيس رياست كرد و نهصد و نوزده سال در دار دنيا زيست فرمود .
از ايشان مهلاييل بن قينان است كه در طبقهء هشتم ذكر شد چون بنابر نقل صاحب ناسخ التواريخ ، نهصد و بيست و شش سال داشته . « 4 »
از ايشان حضرت آدم عليه السّلام است ؛ چنانچه در ناسخ آمده : وفات آدم روز جمعه هشتم نيسان ، مطابق يازدهم محرّم بوده ؛ آن جناب در خاك مكّه بدرود عالم گفت ، حضرت شيث به تعليم روح الأمين ، به كفن و دفن آدم عليه السّلام قيام و به نماز بر وى اقدام فرمود .
هامش
( 1 ) . ر . ك : تاريخ مدينة دمشق ، ج 22 ، ص 281 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 11 ، ص 248 ؛ در آنجا 960 سال ذكر فرموده است .
( 4 ) . در تاريخ يعقوبى و طبرى 895 سال آمده ؛ ر . ك : تاريخ اليعقوبى ، ج 1 ، ص 7 .