تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
در بشارات مطلقهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مقصد اوّل ، مسطور گرديد . دوّم : آن‌كه مراد از پدر ، جدّ و مراد از اسم ، كنيه باشد . چنان‌چه محدّث مزبور اجمالا اشاره نمود ، بنابراين توجيه معنى عبارت خبر اين مىشود : كنيهء جدّ او ، نام پدر من ، يعنى ابو عبد اللّه است . الشيخ الامام كمال الدّين بن طلحهء شافعى اين توجيه را به تمهيد دو مقدّمه ، وجيه نموده : اوّل : آن‌كه در زبان عرب ، اطلاق لفظ پدر بر جدّ اعلى ، شايع است ، چنان‌چه خدا فرموده
مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ
« 1 » . هم‌چنين خداى تعالى از يوسف حكايت فرموده
وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ
« 2 » و در حديث معراج است كه جبرييل گفت : « هذا ابوك إبراهيم » . « 3 » مقدّمهء دوّم ؛ آن‌كه لفظ اسم بر كنيه و صفت اطلاق مىشود ، چنان‌چه بخارى « 4 » و مسلم « 5 » روايت كرده‌اند : « إنّ رسول اللّه سمّى عليّا أبا تراب و لم يكن اسم أحبّ إليه منه » . بعد از اين دو مقدّمه گفته : چون حجّت از فرزندان حضرت ابى عبد اللّه الحسين عليه السّلام است ، پس حضرت رسول لفظ اسم را بر كنيه اطلاق فرموده و اين طريق جامع اشارتى موجز به بودن حجّت منتظر از فرزندان حسين عليه السّلام است . توجيه سوّم : آن‌كه چون كنيه امام حسن عسكرى عليه السّلام ابو محمد است ، پس اسم بر كنيه اطلاق شده است . اين توجيه را مجلسى رحمه اللّه از بعضى معاصرين خود نقل فرموده . ما در صبيحهء پنجم از عبقريّهء اوّل از بساط سوّم ، اين خبر زائده را با توجيهات آن به كمال تفصيل ذكر نموده‌ايم ، مراجعه شود . خلاصهء كلام : آن‌كه بر هيچ منصف خردمند و فرزانهء هوشمند پوشيده نيست با
هامش
( 1 ) . سوره حج ، آيه 78 . ( 2 ) . سوره يوسف ، آيه 38 . ( 3 ) . الأمالى ، شيخ صدوق ، ص 536 ؛ بحار الانوار ، ج 6 ، ص 229 ؛ ج 18 ، ص 335 ؛ مسند احمد ، ج 1 ، ص 257 ؛ ج 4 ، ص 208 و . . . . ( 4 ) . صحيح بخارى ، ج 7 ، ص 119 . ( 5 ) . صحيح مسلم ، ج 7 ، ص 124 .