از عاصم روايت كرده .
اما محدّثين عامّه خبرى كه ابى داود روايت كرده تضعيف كردهاند و نزد آنها از درجهء اعتبار ساقط و براى بىاعتبارى آن كافى است ؛ آنچه را ابو عبد اللّه محمد بن يوسف گنجى شافعى - كه از او در لسان عامّه به شيخ و حافظ تعبير مىشود - در كتاب البيان « 1 » في اخبار صاحب الزّمان بيان فرموده و ما ترجمهء عبارات او را عينا ذكر مىكنيم .
پس از ايراد خبر گفته ، ترمذى اين خبر را ذكر كرده و لفظ « و اسم ابيه ، اسم ابى » را ذكر نكرده ، ولى ابى داود اين كلمه را در روايت خود ذكر نموده . در معظم روايات حفّاظ و ثقات ناقلين اخبار ، فقط « اسمه اسمى » مىباشد و آن كس كه « و اسم ابيه اسم ابى » را روايت كرده مردى زائده نام است و عادت او اين بوده كه بر احاديث مىافزوده است .
بر فرض كه اين خبر صحيح باشد ، معنى آن ، اين است كه كنيهء پدر او ، يعنى حسين ، نام پدر من يعنى ابو عبد اللّه است . در اين مقام ، اسم گفته و كنيه اراده فرموده است . كنايه از اينكه او از فرزندان حسين است نه حسن و محتمل است كه فرموده باشد : « اسم ابيه ، اسم ابنى » يعنى نام پدرش ، نام پسر من است كه حسن باشد ، زيرا نام پدر مهدى نيز حسن است .
پس راوى به وهم افتاده ، تصحيف نموده و ابنى را ابى گفته است . بنابراين حمل خبر بر اين معنى واجب است تا ميان روايات جمع شود و اين تكلّفى در تأويل اين روايات است .
قول فصل در خصوص اين خبر آن است كه امام احمد حنبل با كمال حفظ و اتقانى كه در نقل احاديث دارد ؛ اين حديث را در چند موضع مسند خود ، بدون كلمهء « و اسم ابيه اسم ابي » روايت كرده است .
اين ناچيز گويد : بعد از روايت خبر به سند متّصل از احمد بن حنبل ، حافظ
هامش
( 1 ) . البيان فى اخبار صاحب الزمان ، صص 94 - 93 .