گوش تو پر بوده است از طمع خام * پس طمع كر مىكند گوش اى غلام ! « 1 »
آرى طمع و غرض ، گوش دل را كر و چشم دل را كور مىكند .
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ
« 2 »
چون غرض آمد ، هنر پوشيده شد * صد حجاب از دل به روى ديده شد « 3 »
سبحان اللّه ! كسى كه پدران بزرگوارش ، حالات و خصايص او را پيش از ولادت ، خبر دادند كه حمل و ولادت ، رضاع ، نشو و زندگانى او مخفى است ، بلكه از شرّ اعادى ، امر فرمودند به نام مباركش تصريح نكنند و از او به القاب و كنايات و تلويحات و اشارات ، تعبير نمايند ؛ كدام عاقل ، عدم ظهورش براى دعوى ارث را دليل عدم وجود او قرار مىدهد ؟
جناب ابو الجحد ! مگر شما اين خبر را نديدهايد كه در حق مهدى موعود فرمودند :
« و هو الّذى يقسّم ميراثه و هو حىّ » ، « 4 » چنانچه در اخبار بشارت امام حسين عليه السّلام گذشت و جدّ ديگرش هم حضرت باقر عليه السّلام فرمود : « انّ للغلام غيبة قبل أن يقوم و هو المطلوب تراثه » ، « 5 » چنانچه در احاديث بشارت آن حضرت ، روايت شد .
جناب ابو الجحد خود نوشتهايد كه خليفه ، قابلهها را بر جوارى آن حضرت فرستاد تا اينكه به دقّت تفحّص نمودند و بر يكى از آنها كه احتمال حمل مىرفت ، قابلهاى گماشت تا بطلان حملش معلوم شد .
اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً
« 6 » . از شما مىپرسم اين دقّت و اهتمام خليفه براى چه بود ؟
هامش
( 1 ) . مثنوى معنوى ، دفتر دوّم ، تتمه قصهء مفلس .
( 2 ) . سوره بقره ، آيه 18 .
( 3 ) . مثنوى معنوى ، دفتر اوّل ، داستان پادشاه جهود .
( 4 ) . ر . ك : كمال الدين و تمام النعمة ، ص 44 و 317 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 133 ؛ اعلام الورى - باعلام الهدى ، ج 2 ، ص 230 .
( 5 ) . ر . ك : الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، ص 177 ؛ بحار الانوار ، ج 52 ، ص 98 .
( 6 ) . سورهء اسرا ، آيه 14 .